گنج

بخش ۶۵ - سؤال کردن فرامرز(و) پاسخ دادن برهمن

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۱۴ بیت
دگر باره گفتش همی جنگجویکه ما را به گیتی تو چیزی بگوی
نه چندی چنین گفت کای نامداربپرهیز زین بدکنش روزگار
که او چون عروس است و داماد تواز آن کهنه دلبر نه استاد تو
بسی بینی او را همه نور و زیبزبانش زمکر است و چشم از فریب
دو چشمش ز نیرنگ و ابرو ز فنزخوبی چو سرو است و زافسون دهن
به بالا ز شیوست تن و موی و ریودرو بافته راه واژونه دیو
رخ ماه تابان هویدا شودبه تن مست و زیبا و شیدا شود
به تن نور چهره همه نوروشهمه سلسله زلف ز ناروش
به دین نیاکان شکست آوردهرآن کو بپیچدش بست آورد
صلیب و چلیپا بسوزاند اوزبتخانه ها بت براندازد او
زما تاج بستاند و چین بردشمن بشکند سر سوی کین برد
دگر تیغ کین برکشد صدهزارگریز است ما را سرانجام کار
هم آخر به زنهار باید ز جنگپیاده هویدا شود نام و ننگ
چو جویی چه گویی چه خواهیم کردبه خواهشگری یا به ننگ و نبرد