گنج

بخش ۱۷۶ - زادن سام از دختر فرطورتوش و زادن آذربرزین از دختر شاه کهیلا

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۲۷ بیت
چو یک سال بگذشت از روزگاربدو داد جان آفرین کردگار
از آن دختر شاه فرطورتوشیکی پورش آمد چو فرخ سروش
ورا نام کردند سام دلیرسرافراز وفرخ پی ودلپذیر
تو گفتی مگر زنده شد سام گردبزرگی و گردی مر او را سپرد
پس از سال دیگر ورا همچنینهمان پاک یزدان جهان آفرین
ازآن دخت شه کهیلا یکیپدید آمدش خوب رخ کودکی
تو گویی که گرشسب یل زنده شدفلک پیش آن نامور بنده شد
و یا رستم زال،مردی و زورببخشید بر نامور گرد پور
به آذار برزینش کردند نامهم از فر او یافت آرام وکام
فرامرز چون نام اوکرد زودفرستاده ای کرد مانند دود
به نزدیک زال زر پهلوانیک نامه بنوشت روشن روان
که دارای جان وجهان آفریندو بنده فزود از شما پاک دین
یک آذاربرزین دگر سام گردبدانم که باشند با دستبرد
امیدم به دادار روز شمارکه زیبند بر درگه شهریار
چو نامه بر نامداران رسیدزشادی روانشان به جان آرمید
فراوان به درگاه جان آفرینستایش نمودند رخ بر زمین
کزان سان دو فرزند گرد سترگپدید آمد از پهلوان بزرگ
چوازآفرین گشته پرداختهنشستند با رود ومی ساخته
سپهبد یل نامور پیل تننگهدار گیتی،سرانجمن
یکی عهد بنوشت با رای ودادبه نام دو فرزند والانژاد
همه بهره از شهر کابلستانهم ازکاخ وایوان زابلستان
بدان دو گرامی پس داد وگفتکه همواره با کام باشند جفت
فرستاده را خلعت افکند و رفتبه پیش سپهبد فرامرز،تفت
مرآن نامه بوسید و بنهاد پیشبرآن نامور آفرین کرد بیش
فرامرز درهندوان بازماندهمه روز با رامش وناز ماند
به دیدار آن هر دو پور جوانهمی بود شادان و روشن روان
ابر هندوان،شاه بد شصت سالکه درگیتی اندر نبودش همال