گنج

بخش ۷۱ - سخن گفتن فرامرز به جهت پذیرفتن دین یزدان و قبول نکردن کید

پس از هفته بنشست با انجمنچو پروین گرانمایگان تن به تن
بفرمود تا هندوان سر به سریکایک بیایند بسته کمر
چو شد انجمن خیل هندوستانچنین گفت پس مهتر سیستان
که ای کید هندی بگردان خدایکه او قادر و داور و رهنمای
چنان دان که او از مکان برتر استجهان بخش روزی ده و داور است
هرآن کو ازین گفته آید فرودتنش را روان داد خواهد درود
به شمشیر گرشاسبی پیکرشببرم به هامون نشانم سرش
هر آن کس که او گشت یزدان شناسجهید از بن تیغ و رست از هراس
هر آن کس که او بت نخواهد شکستنخواهد ز تیغ فرامرز رست
نخستین چو با دین هویدا کنمرخ دین چو خورشید پیدا کنم
از آن پس بگوییم چیزی که هستبه جیپال سازیم شمشیر دست