گنج

بخش ۸۱ - سؤال کردن برهمن

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۶ بیت
دگر باره گفت ای جهان سخنجوانی به سال و به دانش کهن
درختی کجا چار گوهر در اوستهمه مغز او نغز بینی و پوست
یکی ساق فرقش هزاران هزارسیاه و سفید و نقب شش هزار
یکی شاخ او زرد و دیگر کبودبه من پیرمرد این سخن ها نمود
شنیدم که اصل وی آمد سفیدولی فرق او نار و جوز است و بید
به هرگونه میوه بدان شاخ برچه گوید در این گرد والاگهر