بخش ۱ - گفتار در آفرینش جهان
از آغاز باید که دانی درستسر مایه گوهران از نخست
که یزدان ز ناچیز چیز آفریدبدان تا توانایی آمد پدید
وزو مایه گوهر آمد چهاربه آن چهار گشته جهان استوار
یکی آتشی بر شده تابناکمیان باد و آب از بر تیره خاک
نخستین که آتش زجنبش دمیدزگرمیش پس خشکی آمد پدید
وز آن پس ز آرام سردی نمودز سردی همان باز تری فزود
چو این چار گوهر به جای آمدندز بهر سپنجی سرای آمدند
چنین است فرجام کار جهاننداند کسی آشکار و نهان