غزلیات
شمارهٔ ۱ - گرفتارانپدر، خواهد ببرّد زلفکان چون کمندش راشمارهٔ ۲ - خاطرهگل شکفت و آن گل رخسار یاد آمد مراشمارهٔ ۳ - غم آزادیتا به دام غمش آورد خداداد مراشمارهٔ ۴ - آرزواگر روزی بدست آرم سر زلف نگارم راشمارهٔ ۵ - مسوزانایا صیّاد رحمی کن، مرنجان نیمجانم راشمارهٔ ۶ - تبّریتا پریشان به رُخ آن زلف سمنساست تو راشمارهٔ ۷ - جستجوچه خونبها به از این کشتگان کوی تو راشمارهٔ ۸ - بیداری مانیست او را سر موئی سر سودائی ماشمارهٔ ۹ - شوق جمالصبر و قرارم دگر به یک نظر امشبشمارهٔ ۱۰ - نقش خودمکن دریغ ز من ساقیا شراب امشبشمارهٔ ۱۱ - گل بادامسُرخ و بیجاده رخ و تازه لب از باده و مستشمارهٔ ۱۲ - دل گمشدهعشقت آتش به دل کس نزند تا دل ماستشمارهٔ ۱۳ - نقطه خال توروزه دارم من و افطارم از آن لعل لب استشمارهٔ ۱۴ - پریزادتا مرا عشق تو، ای خسرو خوبان به سر استشمارهٔ ۱۵ - نیازتا چند پیش ناز تو باید نیاز کردشمارهٔ ۱۶ - رخ زیباتوتیای دیدهٔ عشّاق خاک پای تستشمارهٔ ۱۷ - سودای دوسترفت دلم همچو گوی، در خم چوگان دوستشمارهٔ ۱۸ - اشک بیقراریدر این زمانه نه یاری، نه غمگساری هستشمارهٔ ۱۹ - تشنگیبر سر مژگان یار من مزن انگشتشمارهٔ ۲۰ - چشم نرگسغم درآمد ز درم چون ز برم یار برفتشمارهٔ ۲۱ - آتشی در خرمنعشق آمد دامن جانم گرفتشمارهٔ ۲۲ - تعبیر خوابخواب دیدم که همی خون ز کنارم میرفتشمارهٔ ۲۳ - دام و دانهدلی که در خم زلف تو شانه میطلبدشمارهٔ ۲۴ - نظارهجلوهٔ روی تو آفتاب نداردشمارهٔ ۲۵ - شب هجراندیده در هجر تو شرمندهٔ احسانم کردشمارهٔ ۲۶ - سفر با اوبی شاهد و شمع و شکر و می، چه توان کرد؟شمارهٔ ۲۷ - بهانهدلبر به من رسید و جفا را بهانه کردشمارهٔ ۲۸ - زخم و مرهمتا صبا شانه بر آن زلف خم اندر خم زدشمارهٔ ۲۹ - دل گمشدهگرهی از خم آن زلف چلیپا وا شدشمارهٔ ۳۰ - غوغای محشرنه تنها بندهٔ بالای موزونت صنوبر شدشمارهٔ ۳۱ - چشمه، دریا، قطره حلقه حلقهٔ زلفش، تا ز باد لرزان شدشمارهٔ ۳۲ - خمخانه حقشام هجران مرا صبح نمایان آمدشمارهٔ ۳۳ - همت مردانهای خوش آنانکه قدم بر در میخانه زدندشمارهٔ ۳۴ - صید دلدلبرم گر به تبسّم لب خود باز کندشمارهٔ ۳۵ - بازار سنبلترک من، چون حلقهٔ مشکین کاکل بشکندشمارهٔ ۳۶ - چشم هندویاد از آن روزی که کس را ره در این محضر نبودشمارهٔ ۳۷ - ماجرای دلگفته بودی که بیائی، غمم از دل برودشمارهٔ ۳۸ - تلخ و شیرینگر ز درم آن مه دو هفته درآیدشمارهٔ ۳۹ - مژدۀ دیداربه گوشم مژدهای آمد که امشب یار میآیدشمارهٔ ۴۰ - نقاش تقدیرسالها قد تو را خامهٔ تقدیر کشیدشمارهٔ ۴۱ - نقش توآنکه رخسار تو با زلف گرهگیر کشیدشمارهٔ ۴۲ - آتش سینهپرده تا باد صبا از رخ جانانه کشیدشمارهٔ ۴۳ - خواب آلودگانکی روا باشد که گردد عاشق غمخوار، خوارشمارهٔ ۴۴ - صید غرقه در خونشوم من گرچه صید غرقه در خون گشتهٔ ترکششمارهٔ ۴۵ - نگران روی اوچنان سدّی ز چین بسته است آن زلفین گیسویششمارهٔ ۴۶ - زلف و خالای خواجه چشم من همه سوی خط است و خالشمارهٔ ۴۷ - اشتیاق جمالشبی به خواب زدم بوسه بر لبش به خیالشمارهٔ ۴۸ - شیفتۀ شیداییز عشق روی تو، چون بلبل از گلشمارهٔ ۴۹ - توبه شکستمپیوسته من از شوق لب لعل تو مستمشمارهٔ ۵۰ - آوازۀ عاشقیتا بوسه از آن لعل دلآرام گرفتمشمارهٔ ۵۱ - حلقۀ زلفتا در آن حلقهٔ زلف تو گرفتار شدمشمارهٔ ۵۲ - دلبر فرزانهطالب طرّه خم در خم جانانه شدمشمارهٔ ۵۳ - پریدن از آشیانهترنج غبغب آن یوسف عزیز چو دیدمشمارهٔ ۵۴ - سرخوشمخوش میکشد به سوی تو این عشق سرکشمشمارهٔ ۵۵ - شاطر عشقمن اگر رندم و قلّاشم، اگر درویشمشمارهٔ ۵۶ - هلهصبر در عشق تو جانا هله تا چند کنمشمارهٔ ۵۷ - جام جهان بینوقت آن شد که سر خویش، من از غم شکنمشمارهٔ ۵۸ - پرده های رازدو چشم مست تو، خوش میکشند ناز از همشمارهٔ ۵۹ - مبدأ برهانبار دگر به کوچهٔ رندان گذر کنیمشمارهٔ ۶۰ - گوهروقت آن است که از خانه به بازار شویمشمارهٔ ۶۱ - گلگون قبا، خونین کفناز حسرت شمع رخت، افتاده در طرف چمنشمارهٔ ۶۲ - بیدل حیرانتوئی در ملک جان، جان و چه جانی؟ جان مهرویانشمارهٔ ۶۳ - رقیبره دل را بتا، زان شوخ چشم مست رهزن زنشمارهٔ ۶۴ - زبونی دلدر خم زلف تو، پابند جنون شد دل منشمارهٔ ۶۵ - تماشاآسمان گر ز گریبان قمر آورده برونشمارهٔ ۶۶ - آیهٔ رحمتغبار نیست که بر گرد عارض ترش است اینشمارهٔ ۶۷ - تمنّازلفت از سنبل تر سر زده بر طرف چمنشمارهٔ ۶۸ - نکته به نکته، مو به موفصل بهار شد، بیا تا به خُم آوریم رو،شمارهٔ ۶۹ - خیال تواز حالت چشم تو مرا بیم گرفتهشمارهٔ ۷۰ - گره مار به ماربه اختیار زدم دل به زلف یار، گرهشمارهٔ ۷۱ - دقیقه، دقیقهغمت شود به دل من فزون، دقیقه دقیقهشمارهٔ ۷۲ - زلف و شانهبر جان، شرار عشقت، خوش میکشد زبانهشمارهٔ ۷۳ - گل شببودلبرا بر روی ماهت این پریشان موست داری؟شمارهٔ ۷۴ - باز، دل میبری ای که صد سلسله دل، بسته به هر مو داریشمارهٔ ۷۵ - وطن تودلم فتاده بر آن زلف پرشکن که تو داری