گنج

شمارهٔ ۲۲ - تعبیر خواب

قافیه: ارممیرفت۷ بیت
خواب دیدم که همی خون ز کنارم می‌رفترفت تعبیر که از قلب فگارم می‌رفت
به هوای سر زلفین خم اندر خم اواز کف صبر و وفا رشتهٔ تارم می‌رفت
شام هجران تو، از اوّل شب تا به سحرخون دل متصل از دیده قرارم می‌رفت
دوش می‌رفت چو جان از برم و از پی اوتاب و آرام دل و قلب فگارم می‌رفت
تا دم صبح، مرا از اثر فکر و خیالچون حوادث سر شب تا بشمارم می‌رفت
آنکه در زندگیم پا به سر من ننهادکاش می‌مردم و از خاک مزارم می‌رفت
گر صبوحی مرا قدرت تقریر نبوداز سر کلک همی مشک تتارم می‌رفت