گنج

شمارهٔ ۲۹ - دل گمشده

قافیه: اشد۸ بیت
گرهی از خم آن زلف چلیپا وا شدهرکجا بود، دل گمشده‌ای پیدا شد
گر به آهوی ختا، نسبت چشمت دادیمگنه از جانب او نیست، خطا از ما شد
گندم خال تو در خُلد، ره آدم زدزلف شیطان صفتت راهزن حوا شد
ترک چشمان تو مستند و، دو شمشیر به دستاز دو بد مست یکی شهر پر از غوغا شد
سخن از لعل تو، هر جا که روم می‌شنوماین چه سرّیست که در دوره ما پیدا شد؟
یا رب! این خرمن گل چیست که از نکهت اوآتشی حاصل و جانسوز من شیدا شد
ارنی گفت دلم بهر تماشای رُخشلن ترانی به جواب، از دو لبش گویا شد
بی‌سبب رهزن میخانه صبوحی گشتهرهزن دین و دلم آن صنم ترسا شد