گنج

شمارهٔ ۷۰ - گره مار به مار

قافیه: ارگره۸ بیت
به اختیار زدم دل به زلف یار، گرهبه کار خویش، فکندم به اختیار، گره
شمارهٔ گره زلف خود، به سبحه مکنکه صد گره چه کند در بر هزار گره
گره مزن سر زلف دو تا به یکدیگرکه هیچکس نزند ما ر را به مار، گره
ز ابروی عرق آلوده‌ات گره بگشاکه خورده بر دم شمشیر آبدار، گره
به سایهٔ مژه ام پا منه، که می‌ترسمخدا نکرده خورد برگ گل به خار، گره
گره زدی سر زلف و، دلم ز ناله فتادفتد ز نغمه، چو افتد به سیم تار، گره
بسی دهان تو تنگ است در سخن گوئیکه در لبان تو، مو می‌خورد هزار گره
بسی به کار صبوحی گره زده زلفتچو مفلسی زده بر سیم خوش عیار، گره