گنج

شمارهٔ ۳۸ - تلخ و شیرین

قافیه: راید۶ بیت
گر ز درم آن مه دو هفته درآیدبخت جوان، وقت پیریم به سر آید
گر بر غلمان برند صفحهٔ رویشحور بهشتی چو دیو در نظر آید
پای اگر می‌نهی، به دیدهٔ من نهسرو خوش است از کنار جوی برآید
تلخ مگو، رخ ترش مکن که از آن لبهر چه بگویی تو تلخ، چون شکر آید
در سفر عشق نیست غیر خطر هیچخوش بودم هرچه زین سفر به سر آید
می‌کشی‌ام گه به سوی کعبه و گه دیرچند صبوحی پَسِ تو دربه‌در آید؟