شمارهٔ ۱۳ - نقطه خال تو
روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب استآری! افطار رطب در رمضان مستحب است
روز ماه رمضان، زلف میفشان که فقیهبخورد روزهٔ خود را به گمانش که شب است
زیر لب، وقت نوشتن همه کس نقطه نهداین عجب! نقطه خال تو به بالای لب است
یا رب! این نقطهٔ لب را که به بالا بنهاد؟نقطه هر جا غلط افتاد، مکیدن ادب است
شحنه اندر عقب است و، من از آن میترسمکه لب لعل تو، آلوده به ماء العنب است
پسر مریم اگر نیست چه باک است ز مرگکه دمادم لب من بر لب بنت العنب است
منعم از عشق کند زاهد و، آگه نبودشهرت عشق من از ملک عجم تا عرب است
گفتمش ای بت من، بوسه بده جان بستانگفت: رو کاین سخن تو، نه بشرط ادب است
عشق آنست که از روی حقیقت باشدهر که را عشق مجازیست حمال الحطب است
گر صبوحی به وصال رخ جانان جان دادسودن چهره به خاک سر کویش سبب است