گنج

شمارهٔ ۱۴ - پریزاد

تا مرا عشق تو، ای خسرو خوبان به سر استپند هفتاد و دو ملت به برم بی‌اثر است
نه من اندر طلبت بر در دیر و حرممهر که جویای جمال تو بود، دربدر است
می‌نماید که تو از خیل پریزادانیکی به این دلبری و حسن و لطافت بشر است؟
واعظ از عشق رخت منع من زار کندگرچه پندش پدرانه است ولی بی‌اثر است
دل مبندید به اوضاع جهان هیچ که منآزمودم، همه اوضاع جهان بی‌ثمر است
عاشق کوی تو از تیغ نگرداند رویتیغ ابروی تو را جان صبوحی سپر است