گنج

شمارهٔ ۶۷ - تمنّا

قافیه: چین۶ بیت
زلفت از سنبل تر سر زده بر طرف چمنکاکلت بسته صف از ملک حبش لشکر چین
در ختا و ختن ای خسرو خوبان جهانچون تو شوخی نبود در همهٔ چین و ماچین
لب من با لب تو نرد به بوسی می‌باختلب لشکر شکنت گفت که بردی بر چین
خواستم جوهر هندو ز لبت بر چینملب تو گفت بچین، غمزهٔ تو گفت مچین
من از این چین و مچین، واله و شیدا چه کنمسر زلف بت شکر شکنت برده ز چین
از گل روش صبوحی چه تمنّا داریغنچه این لحظه تو از باغ وصالش برچین