مراثی و نوحهها
شمارهٔ ۱از ماریه رفتی اگر اخبار رسیدنشمارهٔ ۲قصد هلاک کردند مقصود کن فکان راشمارهٔ ۳ماه مدینه از حرم کرد چو راه کربلاشمارهٔ ۴کمر بستی به خون ای پیر گردون نوجوانی راشمارهٔ ۵زهی از دست سوگت چاک تا دامن گریبانهاشمارهٔ ۶حریم عصمت آنگه ناقه عریان سواریهاشمارهٔ ۷درفش افتاد عباس جوان راشمارهٔ ۸آشوب بهم برزده ذرات جهان راشمارهٔ ۹مقرون به هدف خواهی اگر تیر دعا راشمارهٔ ۱۰در شبت پوشیده بینم روز محشر آفتابشمارهٔ ۱۱نی همین در چار ارکان شش جهت ماتم بپاستشمارهٔ ۱۲زین مصیبت نه همین از خاکیان ماتم بپاستشمارهٔ ۱۳سلخ ماه طرب و غره شهر الم استشمارهٔ ۱۴هفته کین مه شر سال دغل قرن دغاستشمارهٔ ۱۵خود کجا آن جسم نغز آن جان پاک ای ذوالجناحشمارهٔ ۱۶خود ندانم تا چه خواهد کرد یزدان با یزیدشمارهٔ ۱۷زین عجب نشگفت اگر آمد شگفتی ها پدیدشمارهٔ ۱۸رزم شامی و حجازی کم تر از محشر نباشدشمارهٔ ۱۹شد چو گرد ذوالجناح از عرصه هیجا بلندشمارهٔ ۲۰آن خدیو چار بالش صدر هفت ایوان چه شدشمارهٔ ۲۱آن که با موکب او قافله ها دل برودشمارهٔ ۲۲بیش از این در غم هجران تو خون خورد نشایدشمارهٔ ۲۳ای ز بی آب لبت چشمی و هفتاد شمرشمارهٔ ۲۴در عزایت چکنم گر نکنم خاک به سرشمارهٔ ۲۵سرو و مه اگر نیست رخ و قامت اکبرشمارهٔ ۲۶از مه نو باز در دست فلک خنجر نگرشمارهٔ ۲۷اوفتد یوسف دیگر ز تو در چاه دگرشمارهٔ ۲۸زاده زهرا به کام زاده مروان نگرشمارهٔ ۲۹شهنشاهی که بودی گوی گردون گوی چوگانششمارهٔ ۳۰ای شمر شرمی از خدا خنجر مکش خنجر مکششمارهٔ ۳۱نوری که در لطافت از سایه تن بتابششمارهٔ ۳۲آسمان سا علم لشکر کفار دریغشمارهٔ ۳۳کوه و صحرا خصم و شاه کم سپه تنها دریغشمارهٔ ۳۴افراخت چو در ماریه سبط شه لولاکشمارهٔ ۳۵همه زانداز توام بهره غم افتاد فلکشمارهٔ ۳۶شکوه از چرخ ستمگر چکنم گر نکنمشمارهٔ ۳۷درین ماتم خلیل از دیده خون بارید آذر همشمارهٔ ۳۸ای تشنه لبان را سر و سردار حسینمشمارهٔ ۳۹تا بخاطر دری ای هیچ طرب دامادمشمارهٔ ۴۰نه به آزادی ویران نه به بند آزادمشمارهٔ ۴۱بر تو آن دیده و دل کو که به قانون گریمشمارهٔ ۴۲آه که شد شکسته دل خسته جگر برادرمشمارهٔ ۴۳می رسد خشک لب از شط فرات اکبر منشمارهٔ ۴۴شهسوار دین فکندی از تکاور آسمانشمارهٔ ۴۵شهسوار ملک دین از زین فتاد ای آسمانشمارهٔ ۴۶دل کان آتش رخ رود جیحونشمارهٔ ۴۷چون به مصیبت از ازل رفت همی قضای منشمارهٔ ۴۸خشک لب دل سوختی دریای دین را دهر دونشمارهٔ ۴۹خود چگویم ای دل اندر این رزیت چون شوی چونشمارهٔ ۵۰ناوک کینه در کمان لشکر فتنه در کمینشمارهٔ ۵۱تفریق جسم و جان است بدرود دوستدارانشمارهٔ ۵۲سوی مدینه ای صبا افتد اگر عبور توشمارهٔ ۵۳دلم از زندگانی سخت سیرهشمارهٔ ۵۴چگویم زانچه کردی ای سپهر سفله چون گردیشمارهٔ ۵۵بر آفتاب یثرب افکند سایه شامیشمارهٔ ۵۶پس از مرگ تو گیتی جاودانیشمارهٔ ۵۷خون بود دل ز هجرم نیمی کباب نیمیشمارهٔ ۵۸نه ز آسمان توجه نه زاختر اعتنائیشمارهٔ ۵۹از توام با همه حسرت نه سراغی نه صفائیشمارهٔ ۶۰قاسم ای جشن طرب بر تو تباهشمارهٔ ۶۱قاسم ای خانه صبر از تو خرابشمارهٔ ۶۲ - نوحه سینه زنی به شکل رباعیتا ماریه شد حریر پوش از دم توشمارهٔ ۶۳چو از گردش چرخ زینت عرش برینشمارهٔ ۶۴از خیل بشر آه به گردون خیزدشمارهٔ ۶۵ای بر تن تو جامه جان چاک دریغشمارهٔ ۶۶خم پشت سپهر از قد موزون حسینشمارهٔ ۶۷ماند آه بهین گوهر دریای حیاتشمارهٔ ۶۸در سوگ تو آسمان زمین زیر و زبرشمارهٔ ۶۹از هفت سپهر اگر چه افزون گریمشمارهٔ ۷۰ - نویافته هاشاه دین گفت به رحمت همه اصحاب صفا راشمارهٔ ۷۱ای دل به عزا راست کن آهنگ فغان راشمارهٔ ۷۲پا منه بر طاق این فیروزه منظر آفتابشمارهٔ ۷۳تا زچمن خانه زین بر زمینشمارهٔ ۷۴باز چرخ سفله پرور طرح دیگر می کشدشمارهٔ ۷۵به دشت کربلا سلطان دین را چون گذار آمدشمارهٔ ۷۶شاهنشهی که برتر از عرش آستانششمارهٔ ۷۷چشم و دل از جمال تو گشت چو داد ایمنمشمارهٔ ۷۸عباس عمو جان تو مرو جانب میدانشمارهٔ ۷۹افق از عکس شفق باز به خون شسته جبینشمارهٔ ۸۰خم شد از باد مخالف قد رعنای حسینشمارهٔ ۸۱شد نگون رایت عباس علم دار حسینشمارهٔ ۸۲می کشد دیگر سپه سلطان کینشمارهٔ ۸۳از کید اختر از جور گردون علیشمارهٔ ۸۴این نوحه از سیف الله میرزا فرزندفتحعلیشاه است که یغما جرح و تعدیلی در آن کرده. لیکن در برخی از نسخه های خطی به نام یغما درج شده و نوحه خوانان و مرثیه گویان ولایت جندق و بیابانک نیز آنرا از وی می دانند:شمارهٔ ۸۵نوحه زیر نیز از آثار سیف الله میرزا است که به نام یغما شهرت یافته و مرحوم اسمعیل هنر درحاشیه نسخه خطی خود توضیح داده که مرحوم یغما فقط حک و اصلاحی در آن نموده است: