گنج

شمارهٔ ۴۵

۲۰ بیت
شهسوار ملک دین از زین فتاد ای آسمانآسمان از تو داد ای آسمان
تا زمین ساکن نگردی بر مراد ای آسمانآسمان از تو دادی ای آسمان
آخر از باد مخالف صرصری دوزخ نسیمبس عظیم ساختی بی هیچ بیم
خاک اولاد نبی دادی بباد ای آسمانآسمان از تو داد ای آسمان
خون گشادی ازمژه بستی به صد تشویش و غماز ستم بال مرغان حرم
شرم بادت شرم ازین بست و گشاد ای آسمانآسمان از تو داد ای آسمان
خون چکید از چشم زهرا اخترت زیر و زبرسر به سر اشک خون وز چشم تر
قطره قطره هر سحر بر رخ چکاد ای آسمانآسمان از تو داد ای آسمان
عامران ملک امکان را زسیل قحط آببا عتاب خاندان کردی خراب
لطف کردی خانه ات آباد باد ای آسمانآسمان از تو داد ای آسمان
چون سیاووشش به خاک افکنده کشتی خوار وزارخصم وار آنکه زیبد زافتخار
خاک نعل مرکبش تاج قباد ای آسمانآسمان از تو داد ای آسمان
تا پذید تخت صاحبدولتی دادی ببادازدیاد دولت آل زیاد
کم مبادت مرحمت دولت زیاد ای آسمانآسمان از تو داد ای آسمان
از خطا خون حرامی محترم کردی حلالبی ملال زین گنه نی انفعال
با یزیدت حشر با این اعتقاد ای آسمانآسمان از تو داد ای آسمان
گر فرامش کردم از محشر مدان در اعتقادکج نهاد کم قیامت تا معاد
برد رستاخیز این ماتم زیاد ای آسمانآسمان از تو داد ای آسمان
مفتی شرع پیمبر را به رسم آزموناز جنون می دهی فتوی به خون
با فقیهت حشر با این اجتهاد ای آسمانآسمان از تو داد ای آسمان