شمارهٔ ۵۴
چگویم زانچه کردی ای سپهر سفله چون گردیبست گردش زمین آسا گرفتار سکون گردی
بنات هاشمی نیلی سلب بر ناقه عریانزهی خجلت تو با نه محمل زرجامه چون گردی
محیط فضل را چون نقطه داخل زهی خارجفکندی در میان از مرکز رفعت برون گردی
بس این آرام و جنبش ای زمین ای آسمان زین پستو گردی چون زمین ساکن تو چون گردون دون گردی
به خون افکندی اعقاب ولایت را به خون غلطیحریم آل احمد را زبون کردی زبون گردی
همایون خرگهی کش جرم مهر و مه قباب آیدبخواری سرنگون کردی بخواری سرنگون گردی
گلوی تشنه آن سیراب گوهر لجه دین راغریق بحر خون کردی غریق بحر خون گردی
به کشتن آزمون کردی جهان آفرینش راتقاص آفرینش را به کشتن آزمون گردی
به داغ تشنه کامی لاله گلزار ایمان راچوگل خونین درون کردی چو گل خونین درون گردی
ز پشت زین بر وی خاک خاکم بر سر از عدوانهمایون شهسواری را نگون کردی نگون گردی
فنون رستگاری چیست یغما قید این ماتمترا خود رستگاری قید اگر از این فنون گردی