گنج

شمارهٔ ۳

۱۱ بیت
ماه مدینه از حرم کرد چو راه کربلاگشت طلایه اجل قاید شاه کربلا
راهنمای قتل شد پیش خرام خیل غمدید مباشر قدر سان سپاه کربلا
عرصه دار و گیر شد دامن ودشت ماریهرسته تیغ و تیر شد سنگ و گیاه کربلا
با همه پستی از زمین سر ز قدوم شاه دینسود به عرش و فرقدان تخت و کلاه کربلا
چند زمن مپرس و چون راست نکرده چرخ دونساخت به خاک سرنگون خیمه شاه کربلا
حمله گرگ شام زد چنگ در آهوی حرمگشت عزیز مصر دین یوسف چاه کربلا
زرد ز روی تشنگان سبز ریاض آسمانسرخ ز خون کشتگان خاک سیاه کربلا
با دل و چهره دمبدم ماهی و ماه زد بهمسیل سرشک ماریه آتش آه کربلا
تا ز گزند خیل کین رفت پناه و پشت دینحسرت ودرد و داغ شد پشت و پناه کربلا
روزن سور ماریه رخنه مخوان که منتظرمانده به راه زایران بازنگاه کربلا
خسته بجو ز کربلا آنچه مراد بایدتگر تو مسامحت کنی چیست گناه کربلا