قصاید
شمارهٔ ۱نوبهار بدیع بی همتاشمارهٔ ۲همی تا بقا ممکن است آسمان راشمارهٔ ۳سه تحفه داد فراق دو زلف دوست مراشمارهٔ ۴لب تو طعنه زند گوهر بدخشان راشمارهٔ ۵رخ تو شحنه خوبی شده ست و زلف نقیبشمارهٔ ۶نماز شام چو کرد آن لطیف کودک خوبشمارهٔ ۷لبت به رنگ شراب است و میل من به شرابشمارهٔ ۸چو بر جان من شد هوای تو غالبشمارهٔ ۹مال و جمال و بی غمی و صحت و شبابشمارهٔ ۱۰سرو سیمینی و بار سرو سیمین آفتابشمارهٔ ۱۱چند بارم بر فراق دلبران از دیده آبشمارهٔ ۱۲شب آدینه و من مست و خرابشمارهٔ ۱۳ای خجل با روی و زلفت روز و شبشمارهٔ ۱۴آسمانی است فروزنده به رایی صایبشمارهٔ ۱۵جور از این برکشیده ایوانستشمارهٔ ۱۶دولت سلطان ما فرمان یزدان آمده ستشمارهٔ ۱۷تویی که مهر تو در مهرگان بهار من استشمارهٔ ۱۸خوشا وقتا که وقت نوبهار استشمارهٔ ۱۹شمشاد قد و لاله رخ و یاسمین بر استشمارهٔ ۲۰تا دلم در دست آن سیمین بر سنگین دل استشمارهٔ ۲۱طرف چمن که خلعت فصل بهار یافتشمارهٔ ۲۲روی تو به حسن حور عین استشمارهٔ ۲۳هرگز ندید چشم جهان روی مکرماتشمارهٔ ۲۴رخ تو روز منیر است و زلف تو شب داجشمارهٔ ۲۵آزر و مانی که صورتهای دلبر کرده اندشمارهٔ ۲۶خوبی به روی خوب تو اقرار میکندشمارهٔ ۲۷گر ز جفا دوست پشیمان شودشمارهٔ ۲۸این پری رویان که با زلف پریشان آمدندشمارهٔ ۲۹سبزه ها چون نقش دیبا دلبر و زیبا شدندشمارهٔ ۳۰چه لعبتی است که او سر بریده خوب آیدشمارهٔ ۳۱زلف تو از مشک و مشک پر گره و بندشمارهٔ ۳۲اگر چه عشق بتان سر به سر بلا باشدشمارهٔ ۳۳چنین یاری که من دارم به حُسنش یار کی باشدشمارهٔ ۳۴آمد آن فصل که در وی همه جز مل نخورندشمارهٔ ۳۵آنکه رویت را به حسن روی شیرین آفریدشمارهٔ ۳۶صورتگران چه حیله و تدبیر کرده اندشمارهٔ ۳۷سرو سیمینی و سیمین سرو را یاقوت بارشمارهٔ ۳۸بر روی آفتاب تو آن زلف تابدارشمارهٔ ۳۹اگر ندیده ای از مشک پیش لاله سپرشمارهٔ ۴۰بت سرو قدی و سرو سمن برشمارهٔ ۴۱چه حلقه هاست بدان زلف تابدار اندرشمارهٔ ۴۲زنایبان رخ و چشم و زلفت ای دلبرشمارهٔ ۴۳ای رخ و زلفین تو در فتنه دام روزگارشمارهٔ ۴۴خمار داد سرم را به چشم نیم خمارشمارهٔ ۴۵زهی در غمزه چون هاروت ساحرشمارهٔ ۴۶چو کهربا شد برگ و چو لعل گشت عصیرشمارهٔ ۴۷امارت گرفت افتخاری دگرشمارهٔ ۴۸روزه رفت و رسید عید فرازشمارهٔ ۴۹بسته است رنگ روی مرا بر میان خویششمارهٔ ۵۰دیدم کنار خویش تهی از نگار خویششمارهٔ ۵۱چو دیده دید بر آن روی آبدار آتششمارهٔ ۵۲ستم کردست بر جانم سر زلف ستمکارششمارهٔ ۵۳رویت از روم نشان دارد و زلفت زحبششمارهٔ ۵۴شکر بارد همی از ناردانششمارهٔ ۵۵در شد چمن باغ به دیبای ملمعشمارهٔ ۵۶ای اوج چرخ قصر معالیت را شرفشمارهٔ ۵۷دلم را دیده عاشق کرد عاشقشمارهٔ ۵۸در این برف و سرما چه چیز است لایقشمارهٔ ۵۹گر نبودی ماه را بر آسمان هر مه محاقشمارهٔ ۶۰گهی حریف خلافی گهی رفیق وفاقشمارهٔ ۶۱ای در حسد چشم تو هاروت به بابلشمارهٔ ۶۲جز با لب نوشین تو نوشم نشود ملشمارهٔ ۶۳آمد ز حوت چشمه خورشید در حملشمارهٔ ۶۴دهان خزینه گوهر شده ست و گوش صدفشمارهٔ ۶۵مرا بگوی در آن نار دانه به دو نیمشمارهٔ ۶۶رخت به باغ ارم ماند ای بدیع صنمشمارهٔ ۶۷بستد ز من آن پستهدهن دل به دو بادامشمارهٔ ۶۸چه جوهر است که ماند به چرخ آینه فامشمارهٔ ۶۹قد من شد چو دو زلف به خم دوست بخمشمارهٔ ۷۰لعبت لاغر میانی دلبر فربه سرینشمارهٔ ۷۱بهشت گشت به اردیبهشت و فروردینشمارهٔ ۷۲وقت بهار نو صفت نو بهار کنشمارهٔ ۷۳آمد شکسته دل شده با زلف پرشکنشمارهٔ ۷۴فروغ لاله و بوی گل و نسیم سمنشمارهٔ ۷۵جهان جوان شد از این نوبهار تازه جوانشمارهٔ ۷۶ای تو را مملکت حسن شده زیر نگینشمارهٔ ۷۷روی زرینم از اندیشه سیمین بر اوشمارهٔ ۷۸گفتم رسید ماه بزرگ ای رخت چو ماهشمارهٔ ۷۹ای با تو دلم همه وفا کردهشمارهٔ ۸۰نبید روشن و آواز رود و روی چو ماهشمارهٔ ۸۱ای قامتت قیامت سرو چمن شدهشمارهٔ ۸۲ای زرخسار تو در دی تازه گلزار آمدهشمارهٔ ۸۳عشقت ز بس که شعبده پیدا کند همیشمارهٔ ۸۴نباشی یک زمان از عشق خالیشمارهٔ ۸۵صحن چمن که خرم و زیبا شود همیشمارهٔ ۸۶ای زلف یار من زرهی یا زره گریشمارهٔ ۸۷اگر به صورت روی تو آفتابستیشمارهٔ ۸۸نیسان نسیم باغ معنبر کند همیشمارهٔ ۸۹نیکوی بر توست عاشق دیگران بر نیکویشمارهٔ ۹۰ای زلف دلبر من دلبند و دلگسلیشمارهٔ ۹۱گر نه بر آن روی چو دیباستیشمارهٔ ۹۲بهار لاله رخساری نگار سرو بالاییشمارهٔ ۹۳زلف به شانه زنی و طره فشانیشمارهٔ ۹۴تنم به مهر اسیر است و دل به عشق فدیشمارهٔ ۹۵گر صد یک از جمال تو در مشتریستیشمارهٔ ۹۶زهی زقد و رخت سرو و لاله را خجلیشمارهٔ ۹۷گر دل و دلبر مرا دایم به فرمان باشدیشمارهٔ ۹۸ای به قامت چو سرو بستانیشمارهٔ ۹۹کرا نیست دل در کف دلبریشمارهٔ ۱۰۰روزگار نوبهار آید همیشمارهٔ ۱۰۱مرا دلی است که دعوی کند به عشق همیشمارهٔ ۱۰۲ربوده ای زمن ای گل لباس برنایی