شمارهٔ ۹۱
گر نه بر آن روی چو دیباستیعاشقی و عشق نه زیباستی
دیبه اگر روی تو را ماندیبس دل من عاشق دیباستی
گرنه ز من مهر تو بردی شکیبدل به هوای تو شکیباستی
بنده خاکت زسویدای دلکی شدمی گرنه زسوداستی
وعده فردای تو کی خواهمیگر پس امروز نه فرداستی
سرو سهی گر چو تو بودی به قدهیچ کسی سرو نپیراستی
راستی از قد تو دزدید سروگفتمت اینک سخن راستی
ماه فلک گرچو تو بودی به شبعاشق مه زهره زهراستی
سخره خورشید نگشتی به روزگر چو رخت خوب و مهناستی
روی تو گرجلوه نکردی خدایروی زمین را به چه آراستی
گر دل تو گرد وفا گرددیدر روش کار تو پیداستی
خار جفای تو خوشستی مراگر زلبت وعده خرماستی
گل شدی از فخر فلک چارمینگر کرم صدر اجل خواستی
فخر شرف تاج معالی عالیآنکه دلش گویی دریاستی
دین به چنان مجد مکرم شده استگر نشدی سخره دنیاستی
گر فلک انصاف شرف بدهدیمسند او اوج ثریاستی
چاکر یک چاکر او باشدیگرنه جهان سفله و رعناستی
بر سر اعداش اجل باردیگرنه زحل واله و شیداستی
گر بودی کس به سخاوت چنونام بخیلی همه برخاستی
کار خردمند مهیا شدیعیش هنرمند مهیاستی
ابر اگر چون کف تو بخشدیدیده نرگس همه بیناستی
عارض سوسن همه رنگین شدیپشت بنفشه همه یکتاستی
باد هوا باده صافیستیخاک زمین لولو لالاستی
ای که اگر همت تو نیستیروز هنر چون شب یلداستی
کار معالی همه بازیستیشغل معانی همه رسواستی
جاه تو را ماندی ار سال و ماهچشمه خورشید به جوزاستی
گر بودی جایی مقدار توجای تو بر گنبد خضراستی
حلم تو گر هیچ مجسم شدیجزوی از او مرکز غبراستی
جود تو بر مال تو غوغا کندگنج شدی گرنه زغوغاستی
قیمت والا نگرفتی ثناگرنه از آن همت والاستی
ظلم و ستم می نشدی ناتوانگر تن عدلت نه تواناستی
گرنه تفاوت بودی در میانگل چو گل و پست چو بالاستی
فایده فضل نگشتی پدیدگر همه کس فاضل و داناستی
ای ملک ساده که هر ملک راصد یکی از جاه تو پهناستی
رکنی ازاو عالم علویستیحدی از او گنبد اعلاستی
فصل بهار آمد و گویی در اولاله و گل وامق و عذراستی
خوب تر از لاله و گل نیستییوسف اگر نزد زلیخاستی
گویی از این سبزه سبز لطیفروی زمین یکسره میناستی
زنده نکردی چمن مرده راگرنه صبا باد مسیحاستی
ورنه چمن بابت جنت شدیگل نه در او بابت حوراستی
حور چه گفتی چو بدیدی چمنکاش که آرام من آنجاستی
لاله تو گویی ز سرشک سحرجام می لعل مصفاستی
بلبل مست ار نشدی آشکارزاغ نه پنهان شده عنقاستی
دهر چو اقبال تو برنا شده استخوش بودی گر همه برناستی
تا مه ناکاسته گویی ز چرخصورت روی صنم ماستی
هیچ مبادات ز چرخ اندهیهیچ مبادت ز جهان کاستی