گنج

شمارهٔ ۸۵

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اشودهمی۳۴ بیت
صحن چمن که خرم و زیبا شود همیچون درج در و رزمه دیبا شود همی
زیباتر است عشرت و خرم تر است عیشتا باغ و سبزه خرم و زیبا شود همی
باغ از در تنعم و نزهت شود همیراغ از در نشاط و تماشا شود همی
برنا و پیر قصد گل و مل همی کنندزین دهر پیر گشته که برنا شود همی
از بهر زنده کردن گلهای نوبهارباد صبا دعای مسیحا شود همی
هر کهربا که باد خزانی به باغ دادآن کهربا زمرد و مینا شود همی
نرگس نشان تاج سکندر همی دهدتا بوستان چو مسند دارا شود همی
دل یوسف است و گل چو زلیخا جوان شدهیوسف اسیر عشق زلیخا شود همی
رعنا بود هر آنکه دل عاشقان بردگل دل زما ببرد که رعنا شود همی
تا شد شکفته همچو ثریا سر سمنبوی خوش از ثری به ثریا شود همی
زلف بنفشه گرچه دو تا شد چو پشت مناو را دلم یگانه و یکتا شود همی
راز دلم ز سبزه به صحرا براوفتداز دلبری که سبزه و صحرا شود همی
طرف چمن طرایف باغ بهشت یافتتاگل به حسن صورت حورا شود همی
باغی که زاغ ناخوش از او آشیانه ساختماوای عندلیب خوش اوا شود همی
ابر از هوا چو دیده وامق شد از سرشکتا لاله همچو عارض عذرا شود همی
دارد فروغ شعله آتش میان دودبرق از میان ابر که پیدا شود همی
ماند به سایلان خداوند مجددینآن ساعتی که ابر به دریا شود همی
سبط رسول سید مشرق که ذات اوفهرست فخر آدم و حوا شود همی
صدر زمانه تاج معالی علی که لفظاندر ثناش لولو لالا شود همی
بی طبع و خاطر از طرب مدح او سخنموزون و معنوی و مقفا شود همی
مخدوم آل حیدر و زهرا که خدمتشتاریخ آل حیدر و زهرا شود همی
جدش سوار دلدل شهباست، وز هنرمثل سوار دلدل شهبا شود همی
ای کعبه شرف که طواف زمان هراگرد در تو مکه و بطحا شود همی
مبخل ز وصف جود تو معطی شود همینادان ز نعت علم تو دانا شود همی
ناز مخالفان ز تو گر رنج شد رواستخار موافقان ز تو خرما شود همی
دریای بی کرانی و دریای بی کرانروز عطا زجود تو رسوا شود همی
عنقاست ناپدید و ز عدل تو نام ظلماز عرصه زمانه چو عنقا شود همی
این عالم کهن شده هرسال در بهاراز بهر نزهت تو مطراشود همی
تا تو نشاط باده کنی در هوای خوشتیره هوا زباده مصفا شود همی
تا بر جمال لاله به ساغر خوری شرابلاله به شکل ساغر صهبا شود همی
امروز کن طرب که مهیاست عیش و عمرباده ز جام عمر مهیا شود همی
فردای نارسیده چو امروز عمر توستبس عمرها که در سر فردا شود همی
تا تن به عمر مایل و راغب بود همیتا دل زعشق واله و شیدا شود همی
عمرت همیشه باد که اسباب عمر مااز عمر و دولت تو مهنا شود همی