شمارهٔ ۱۲
شب آدینه و من مست و خرابعاشقی در دل و در دست شراب
پیش من شمع و من از عشق چو شمعرنج او ز آتش و رنج من از آب
صحبت من همه با عشق و نبیدالفت من همه با چنگ و رباب
مر مرا شنبه و آدینه یکی استکه چنین دیده ام از عشق صواب
عاشق و مست و خرابم چه کنمعاشق آن به که بود مست و خراب
خسته عشقم و در دل غم عشقعاشق یارم و بر کف می ناب
می خورم لعل تر از چشم خروشدر شب تیره تر از پر غراب
کرد بر دیده من خواب حرامعشق آن نرگس آلوده به خواب
هیچ تهدید عذابم نکنیدکه مرا عشق بسنده ست عذاب
چه کنم گر نکنم عیش و نشاطکه مرا عشق و شراب است و شباب
نتوان خورد غم کار جهانکه جهان سایه ابراست و سراب
غم بداندیش خداوند خوردجغد زیبنده تر آید به خراب
صدر عالی شرف آل رسولقبله ساده و کعبه آداب
مجددین عمده اسلام علیآن پسندیده چو جد در هر باب
کف بخشنده او ابر مطیرلفظ فرخنده او در خوشاب
عاشق خدمت او هر چه قلوبعاجز منت او هر چه رقاب
ای تو را ابر درم بار لقبوی تو را بحر گهر بخش خطاب
بی ثناهای تو منسوخ سخنبا عطاهای تو معزول حساب
خاک را حلم تو فرمود درنگباد را جود تو آموخت شتاب
حضرت توست جهان را کعبهطاق ایوانت فلک را محراب
آفتاب از قبل بخشش توزر و گوهر کند از سنگ و تراب
زحل از طیرگی همت توساخت از هفت فلک هفت حجاب
زان برافروخت اثیر آتش تیزتاکند جان عدوی تو کباب
آتش خصم تو چون خاکسترآب بدخواه تو تیره چو خلاب
بر بداندیش تو اقبال و قبولنتوان بست به زنجیر و طناب
به تکلف نشود چون تو عدوت(نتوان یافت جوانی به خضاب
چه خطر دارد پیش تو عدوت)دیو را چند خطر پیش شهاب
از حقیری که بود حاسد توکشت او را ندهد آب سحاب
هر که از خدمت تو یافت نصیبرسدش جاه و بزرگی به نصاب
لفظ گردد به مدیح تو لطیفطبع یابد به ثنای تو ثواب
تا ز عشاق بود صبر و شکیبتا ز معشوق بود ناز و عتاب
تا روان است و پس آنگاه خردتا سوال است و پس آنگاه جواب
همه جز دولت و اقبال مبینهمه جز نصرت و تایید میاب