گنج

غزلیات

شمارهٔ ۱ساقی کمی قرین قدح کن شراب راشمارهٔ ۲ساقی بده آن می مصفا راشمارهٔ ۳ساقی بده آن شراب گلگون راشمارهٔ ۴دوش نبرده‌ست مرا هیچ خوابشمارهٔ ۵گر باده با مشافههٔ دوستان خوش استشمارهٔ ۶روی من چین از فراق آن نگار چین گرفتشمارهٔ ۷چهرهٔ باغ زعفرانی گشتشمارهٔ ۸عید خوبان را چو روی خویشتن آراسته استشمارهٔ ۹زبس گل که در باغ ماوی گرفتشمارهٔ ۱۰چون زلف تو بی قرارم از عشقتشمارهٔ ۱۱بر سپهر نیکویی رویش چو مه خرمن زده استشمارهٔ ۱۲آن باده را که گونه بیجاده آمده استشمارهٔ ۱۳باد سحری طرب فزایدشمارهٔ ۱۴می خوارگان که باده ز رطل گران خورندشمارهٔ ۱۵گرچه رخش همیشه حکایت ز مه کندشمارهٔ ۱۶هر که معشوق محتشم داردشمارهٔ ۱۷آن عهد و وفای ما کجا شدشمارهٔ ۱۸دیده که رخ و زلف تو از دور ببیندشمارهٔ ۱۹چشم من بی روی تو روشن مبادشمارهٔ ۲۰دلم بی روی تو خرم نباشدشمارهٔ ۲۱دل من بی تو حکایت ز دهان تو کندشمارهٔ ۲۲با من دلت آشنا نمی گرددشمارهٔ ۲۳ای از بنفشه زلف تو پر پیچ و تاب ترشمارهٔ ۲۴هر گه که گل لعل بخندد به چمن برشمارهٔ ۲۵ای دو لب تو ز شهد خوشترشمارهٔ ۲۶همه مقصود ما شد راست امروزشمارهٔ ۲۷آورد به ما بلبل عاشق خبر گلشمارهٔ ۲۸رونق گرفت کار می از روزگار گلشمارهٔ ۲۹بلبل گشاده کرد زبان بر ثنای گلشمارهٔ ۳۰زان دو لب چون عقیق یارمشمارهٔ ۳۱بیا که با سر زلف تو کارها دارمشمارهٔ ۳۲پیک دو زلف دلبری ای باد صبحدمشمارهٔ ۳۳ای دل غبار غم ببرد باد صبحدمشمارهٔ ۳۴عید است و حق عید بباید شناختنشمارهٔ ۳۵دل به عشق روی دلبر شاد کنشمارهٔ ۳۶بلبل رسید نغمهٔ بلبل رها مکنشمارهٔ ۳۷ای شب تاری غلام موی توشمارهٔ ۳۸چون زلف تو بی قرارم از توشمارهٔ ۳۹خلعت چشم من است راحتِ دیدار توشمارهٔ ۴۰ای سپه عشق تو بر ما زدهشمارهٔ ۴۱شب شنیدستی ز روز آویختهشمارهٔ ۴۲ماه را ماند رُخش ناکاستهشمارهٔ ۴۳گر به دو رخ فتنهٔ نظّاره‌ایشمارهٔ ۴۴سپهر نیکویی را مهر و ماهیشمارهٔ ۴۵تنگ است مرا دل ز غم تنگ‌دهانیشمارهٔ ۴۶از مشک ناب سلسله بر مه فکنده‌ایشمارهٔ ۴۷ای باد صبحدم، دم عیسی و مریمیشمارهٔ ۴۸گشتم از هجر او نزار چو نیشمارهٔ ۴۹به روی توام دل گشاید همیشمارهٔ ۵۰گر مرا سودای آن یار کمانکش نیستیشمارهٔ ۵۱به جان و دل ترا باشم، چه باشد گر مرا باشیشمارهٔ ۵۲نگارا صد هزاره گر دلستیشمارهٔ ۵۳گر نه ز رقیبِ ناخوشستیشمارهٔ ۵۴مکن از من حذر ای بی معنی