گنج

شمارهٔ ۱

ساقی کمی قرین قدح کن شراب رامطرب یکی به زخمه ادب کن رباب را
جام از قیاس آب و می از جنس آتش استساقی نثار مرکب آتش کن آب را
بفکن مرا به باده  و مست و خراب کنیکسو فکن حدیث جهان خراب را
عهد شباب دارم و جام شراب هستعهد شباب زیبد جام شراب را
اندیشه چون سوال بود باده چون جوابپیش از سوال ساخته دار این جواب را
از بهر آن که عمر همی بگذرد چو خوابمعزول کردم از عمل دیده، خواب را
چون عمر خوش نبود مگر با شراب و عشقدل عشق را سپردم و تن مر شراب را