شمارهٔ ۳۶
بلبل رسید نغمهٔ بلبل رها مکنگلبن شکفت جز همه بر گل ثنا مکن
از روی دوست دیده خود را تهی مداروز دست خویش دستهٔ گل را جدا مکن
گر عهد کردهای که نگیری قدح به دستآن عهد را چو عهد گل آمد وفا مکن
روز می است ساغر می را ز کف منهوقت گل است صحبت گل (را) رها مکن
ای ساقی از شراب گران گر فغان کنیمدر ده چنانکه خواهی و فرمان ما مکن
ای زاهد ار دعا پی توبت همی کنیما را به وقت بلبل و گل این دعا مکن