شمارهٔ ۴۴
سپهر نیکویی را مهر و ماهیجهان بدخویی را سال و ماهی
چنین در نیکویی تا کی فزاییچرا از بدخویی لختی نکاهی؟
نه بی وصل تو روزم را سپیدیستنه بی هجرت گلیمم را سیاهی
دو لب داری که بردند از حلاوتبه یک بوسه ز حال من تباهی
تو را جویم که سروِ با قباییتو را خواهم که ماه با کلاهی
چو خواهان توام دیگر چه جویی؟چو جویان توام دیگر چه خواهی؟
همی نام ملاحت بر تو زیبدچو بر خوارزمشه خوارزمشاهی
علاءالدین شه فرخنده اتسزکه نام اوست از مه تا به ماهی