شمارهٔ ۴۱
شب شنیدستی ز روز آویختهماه دیدستی ز مشک انگیخته
لاله پیش روی نرگس صف زدهگِرد مرجان گَرد عنبر بیخته
این همه بر روی زیبا روی اوستعاشقان را رنگ عشق آمیخته
این ز ماه آویخته عنبر مراستدل بدان آویخته آویخته
آتش جنگ و جفا بر من مریزتا نگردد آبرویم ریخته