گنج

شمارهٔ ۱۷

آن عهد و وفای ما کجا شداز هر دو دلت چرا جدا شد
دی عادت تو همه وفا بودامروز چرا همه جفا شد
بر لشکر حسن، پادشاهیچونین شود آنکه پادشا شد
تا تو بشدی بشد قرارممعلوم نمی شود کجا شد
هجران تو دشت کربلا بودزو حصه من همه بلا شد
وز خون دو دیده، رویم اینکچون حلق شهید کربلا شد
زین گونه شود که من شدستمهر دل که به عشق مبتلا شد