گنج

شمارهٔ ۱۲

آن باده را که گونه بیجاده آمده استبویش چو بوی سوسن آزاده آمده است
رنگ گل و گلاب نسیم بهشت یافتگویی که از بهشت فرستاده آمده است
بیجاده رنگ باده و بیجاده لب حریفبیجاده پیش خدمت بیجاده آمده است
پر کن قدح که در سر من باد عاشقی استبا باد عشقم آرزوی باده آمده است
ساقی زهر گروه که باشد روا بودشرط نخست او زنخ ساده آمده است
آماده بر بساط تماشا دل من استتا دل به عشق و باده گرو داده آمده است
هر ساعتی هزار طرب زاید از دلمتا بازم آن نگار پری زاده آمده است