گنج

شمارهٔ ۵۳

گر نه ز رقیبِ ناخوشستیبا خلوت او مرا خوشستی
گر جمله بلا ز عشق بودیحقا که همه بلا خوشستی
گر نه ز جفا جدایی افتداز دوست مرا جفا خوشستی
مردم ز وفا رسد به مقصودور نه چه سبب وفا خوشستی
گر باده نه یاد دوست دادیبا باده مرا چرا خوشستی
گر دیدن دوستان نبودیاین عمر چگونه ناخوشستی
ور دوست ز ما جدا نگشتینوروز و بهار ما خوشستی