مشرق الانوار
بخش ۱ - مقدمه شاعربسم الله الرحمان الرحیم
الحمدالله الذی اشرق علی قلوب العارفین بانوار معرفته و انار ابصارهم بقبسات هدایته و اضاء ضمائرهم بضیاء افاضته و الحمدلله الذی جذب قلوب العاشقین بمقناطیس جذبته، و احرق فؤادهم بلهبات محبته، و اروی غُلّتهم من حیاض کرامته، و انس اهل اُنسه بنفسه، و تجلی لاحبائه بنور قدسه. و الحمدلله الذی اوقد فؤاد اهل وفوده بجمرات وصله و صدوده، فقبضهم تارةً عن حدود شهوده، و بسطهم اُخری بفضل جوده، یفعل مایشاء و یحکم ما یرید، و هو محبوب العاشقین، و بغیره لایتحبّبون و مطلوب العارفین و سواه لایطلبون، و غایة مراد الراغبین و الی غیره لایرغبون، و منتهی منی الواصلین و عنه لا ینقطعون، عماد المتوکلین و بغیره لا یعتمدون، و مراد الراضین و علیه لا یعترضون. و به ثقتی فهو حسبی فله الحمد مِن اله واحد احد، و فرد صمد و الصّلوة و السلام علی نورالانوار و سرّالاسرار، صورة المواد و علة الایجاد، العبد المؤید و الرّسول المسّدد، خاتم الانبیاء محمّد و آله المیامین الغرر و الانجم الزهر، سادات البشر و الائمة الاثنی عشر، ما اشرقت الشمس و اضاء القمر.
و بعد فهاک مشرق انوار القدس و منطق اسرار الانس، مونس الغریب و منفّس الکئیب، مقدمه مهیّج الحبّ و الوداد و ماحج نار الشوق فی الفؤاد، دواء داء الفراق و شفاء صدور العشّاق، هادی الطالب الی المطلوب و موصل الحبیب الی المحبوب، الیه قلوب العاشقین تهوی، و منه فؤاد المشتاقین تشوی، فاستمع مایُتلی علیک و اتبع مایُلقی الیک و کن من الشاکرین و الحمدلله اولا آخرآ و صلیالله علی محمد و آلهبخش ۲ - هنگامه صوریّه عقل و عشق و بیان مدارج الطریقو تبیان معارج العشیق، اِضمار السرّ المستتر فانّ العقل بمنزلة السراج فی ظلمات النفس والعشق کالشمس و قد قیل اذا ظهرت الحقایق بطلت الشرایع لیس المراد مایُتوهم فتعقل وافهمبخش ۳ - در سِرِّ این هنگامهتو مگو این بحث را هنگام نیستبخش ۴ - فی الاستعانه من اللّه تعالیای خداوند رئوفِ مهربانبخش ۵ - توضیحعقل و عشق از بهرتکمیل وجودبخش ۶ - تغییرِ تعبیرعقل را گر شَرع خوانی باک نیستبخش ۷ - داستان آن درویش بی بضاعت که عاشق دختر پادشاه شد ین مَجاز، قَنطره حقیقت آمد و عاقبت به مُقتضای کریمه: اَلذینَ جاهدوا فینا لِنَهدیَنّهم سُبُلَنا به مقصود اصلی نایل گردیدبود درویشی فقیر و بیپشیزبخش ۸ - رجوع به داستان آن درویش دلریشاَلغَرض آن بینوای ژنده پوشبخش ۹ - در مناجات باحضرت قاضی الحاجاتتفسیر آیه مبارکه و لقد کرّمنا بنی آدم و حملناهم فی البرّ و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضّلناهم علی کثیر فمن خلقنا تفضیلا"بخش ۱۰ - قصۀ شیربود شاهی را، غلامی رَشکِ ماهبخش ۱۱ - حکایت پادشاهی دل آگاهحکایت آن پادشاه دل آگاه که مقرر نمود هرکس وزارتش را اختیار نماید پس از یک سال معزول شود و یکدست او را بِبُرند و پرتاب کنند هرکس آن دست بریده را گیرد، امر وزارت او را بود.بخش ۱۲ - نغمه مرغ سحرباز آن مرغ خوش الحانِ سحربخش ۱۳ - ادامه حکایت شاهتمامت حکایت شاه، و وخامت طلب ریاست و جاه، و شئامت مریدان گمراهبخش ۱۴ - درعشرت خلوت شبباز شب آمد کلید قفل رازبخش ۱۵ - رجوع به قصّۀ آن غلام نیک انجامرجوع به قصّۀ آن غلام نیک انجام و نِکبتِ حال و سوء مآلِ حاسدانِ بدفرجامبخش ۱۶ - بازگشت به سرگذشتاَلغَرض آن حاسدانِ کج نهادبخش ۱۷ - رجوع به داستان آن درویش عاشقرجوع به داستان آن درویش عاشق و شفقت فرمودن آن پیر خبیر با او و یتعقل حقائق بشاراتها مِن تامّل دَقائق اشاراتها واللّه ولیُّ التوفیقبخش ۱۸ - در حقیقتِ دعا که طلب است به زبان استعداد و اینکه قابلیتِ محل شرط انفعال قابل است، نه افاضۀ فاعلهرچه خواهد آن مُسبّب آوردبخش ۱۹ - بقیه کلام در حقیقت دعاالغرض چون خوانیش با این زبانبخش ۲۰ - عود به مقام الغرضچون پیک شاه چین رسیدبخش ۲۱ - مضمون اشعار شیخ رحمة اللّه که پیام آن پیر داناست و تغییر اوزان واللّهُ المُعینبعد از این راز درون در پردهداربخش ۲۲ - فی آداب السُلوکرو از این خودبینی استغفار کنبخش ۲۳ - فی السکوت و العزلةلب ببند و گوشۀ خلوت گزینبخش ۲۴ - اقسام الکلاممَر تکلّم راست اقسام چهاربخش ۲۵ - فی اِغتِنام الفُرصَةچون بنای عمر نبود پایداربخش ۲۶ - پرسش نمودن مردی از حضرت عزرائیل، گاهِ مردن خود را، و پاسخ او که اکنون نگویم پیش از آن هنگام، پیکی فرستم و ترا بیاگاهانماین بخاطر دارم از عهد صِغربخش ۲۷ - در خواست نمودن نبیی از حق تعالیحق تعالی را نبیی این سؤالبخش ۲۸ - فِی الْخَبَرِ الْمُعْتَبَر، مِمَّا یَجْرِی عَلَی الْمُحْتَضَرِ وَ فِیهِ عِبْرَةٌ لِمَنْ اِعْتَبَرَ ترجمه: «در خبری معتبر آمده است، از آنچه بر شخص در حال احتضار (در حال مرگ) میگذرد، مطالبی آمده است که در آن برای کسانی که عبرت میگیرند، درس عبرتی بزرگ نهفته است»بشنو از من این حدیث معتبربخش ۲۹ - دیوانگی بُهلول عاقلدید شخصی روزی آن بُهلول رابخش ۳۰ - رجوع به حال مُحتضَرچونکه مأیوس او ز مال خود شودبخش ۳۱ - رجوع به حال آن طایفه که غَفلت از میان آنها دور شده بوداَلغَرَض آن مرد، چون این حال دیدبخش ۳۲ - بقیۀ داستان آن مرد که از حضرت عزرائیل هنگام مُردن خود را سؤال نمودگفت بعد از روزگاری بس درازبخش ۳۳ - فی الزُهد عَنِ الدُّنیادل براین دنیای بیحاصل مَبندبخش ۳۴ - تمثیلهمچنانکه چند تخمی سرخ و زردبخش ۳۵ - نکتۀ سخن شیخ ابویزید بسطامی که گفت از رنج تحصیل هر فضیلتی بهرهمند شدم مگر زُهد از دنیااین شنیدستم که روزی بایزیدبخش ۳۶ - فِی الرِّضااین رضا باشد سوی حق شاهراهبخش ۳۷ - فی التَّسلیممُلکِ تسلیم است، مُلکِ ایمنیبخش ۳۸ - فی التوکّلمن یَتَوَکَّل عَلی الله را کَفیلبخش ۳۹ - فی خاتمة امرِ الاِنسانچون نداند کس در آخر حال خویشبخش ۴۰ - حکایتگفت اگر خواهان دیدار منیبخش ۴۱ - در کیفیت عاقبت امر انسان به خِیر یا خُسران، اَعاذَنَااللّه و راه سلامت از آنواردات قلبی از خِیر و شُروربخش ۴۲ - در ختم کلامباقی این مثنوی ناگفته ماندبخش ۴۳ - خطاب به فرزند سعادت انجامقُرَّةُ العَینِ من ای پورِ رشیدبخش ۴۴ - یادداشت خطاط ادیب و هنرمند که نسخه اولیۀ این کتاب را به رشته تحریر در آورد:بِحَمدِالله والمِنّة مشرق الانوار عرفانی شیخ قُدسَ سِرُّه که مجمع اسرار قرآنی است به پایان رسید. خداوند را سپاسگزارم که پس از یک عمر خدمات دولتی به پاداش حُسن عمل و صدق نیتی که در تمامی مراحل داشتهام، در این موقع که از خدمت دولت بازنشسته شده و زندگی خصوصی خود را آغاز نمودهام، توفیقات الهی مرا به کتابت یک جلد کلام الله، به خط نستعلیق رهبری نمود و پس از انجام آن به نوشتن این کتاب شریف که در حقیقت ترجمه و تفسیر بعضی آیات کریمه است، هدایت فرمود. خداوند روح پرفتوح عارف ربّانی مرحوم شیخ عبدالرحیم حائری را قرین رحمت دارد و به برکات ارواح پاکان همه را توفیق عبادت، عنایت فرماید.
کتبه شفیع بن تقی بن محمد دبیر افخمبن دبیراعلم بنرئیس بتاریخ ۲۴ ذیالقعده سال ۱۳۷۰ مطابق ۲۴ شهریور ۱۳۳۰