گنج

مشرق الانوار

بخش ۱ - مقدمه شاعربخش ۲ - هنگامه صوریّه عقل و عشق و بیان مدارج الطریقبخش ۳ - در سِرِّ این هنگامهبخش ۴ - فی الاستعانه من اللّه تعالیبخش ۵ - توضیحبخش ۶ - تغییرِ تعبیربخش ۷ - داستان آن درویش بی بضاعت که عاشق دختر پادشاه شد ین مَجاز، قَنطره حقیقت آمد و عاقبت به مُقتضای کریمه: اَلذینَ جاهدوا فینا لِنَهدیَنّهم سُبُلَنا به مقصود اصلی نایل گردیدبخش ۸ - رجوع به داستان آن درویش دلریشبخش ۹ - در مناجات باحضرت قاضی الحاجاتبخش ۱۰ - قصۀ شیربخش ۱۱ - حکایت پادشاهی دل آگاهبخش ۱۲ - نغمه مرغ سحربخش ۱۳ - ادامه حکایت شاهبخش ۱۴ - درعشرت خلوت شببخش ۱۵ - رجوع به قصّۀ آن غلام نیک انجامبخش ۱۶ - بازگشت به سرگذشتبخش ۱۷ - رجوع به داستان آن درویش عاشقبخش ۱۸ - در حقیقتِ دعا که طلب است به زبان استعداد و اینکه قابلیتِ محل شرط انفعال قابل است، نه افاضۀ فاعلبخش ۱۹ - بقیه کلام در حقیقت دعابخش ۲۰ - عود به مقام الغرضبخش ۲۱ - مضمون اشعار شیخ رحمة اللّه که پیام آن پیر داناست و تغییر اوزان واللّهُ المُعینبخش ۲۲ - فی آداب السُلوکبخش ۲۳ - فی السکوت و العزلةبخش ۲۴ - اقسام الکلامبخش ۲۵ - فی اِغتِنام الفُرصَةبخش ۲۶ - پرسش نمودن مردی از حضرت عزرائیل، گاهِ مردن خود را، و پاسخ او که اکنون نگویم پیش از آن هنگام، پیکی فرستم و ترا بیاگاهانمبخش ۲۷ - در خواست نمودن نبیی از حق تعالیبخش ۲۸ - فِی الْخَبَرِ الْمُعْتَبَر، مِمَّا یَجْرِی عَلَی الْمُحْتَضَرِ وَ فِیهِ عِبْرَةٌ لِمَنْ اِعْتَبَرَ ترجمه: «در خبری معتبر آمده است، از آنچه بر شخص در حال احتضار (در حال مرگ) می‌گذرد، مطالبی آمده است که در آن برای کسانی که عبرت می‌گیرند، درس عبرتی بزرگ نهفته است»بخش ۲۹ - دیوانگی بُهلول عاقلبخش ۳۰ - رجوع به حال مُحتضَربخش ۳۱ - رجوع به حال آن طایفه که غَفلت از میان آنها دور شده بودبخش ۳۲ - بقیۀ داستان آن مرد که از حضرت عزرائیل هنگام مُردن ‌خود را سؤال نمودبخش ۳۳ - فی الزُهد عَنِ الدُّنیابخش ۳۴ - تمثیلبخش ۳۵ - نکتۀ سخن شیخ ابویزید بسطامی که ‌گفت از رنج تحصیل هر فضیلتی بهره‌مند شدم مگر زُهد از دنیابخش ۳۶ - فِی الرِّضابخش ۳۷ - فی التَّسلیمبخش ۳۸ - فی التوکّلبخش ۳۹ - فی خاتمة امرِ الاِنسانبخش ۴۰ - حکایتبخش ۴۱ - در کیفیت عاقبت امر انسان به خِیر یا خُسران، اَعاذَنَااللّه و راه سلامت از آنبخش ۴۲ - در ختم کلامبخش ۴۳ - خطاب به فرزند سعادت انجامبخش ۴۴ - یادداشت خطاط ادیب و هنرمند که نسخه اولیۀ این کتاب را به رشته تحریر در آورد: