گنج

بخش ۳۸ - فی التوکّل

۱۳ بیت
من یَتَوَکَّل عَلی الله را کَفیلفَهُوَ حَسْبُه شد فَیا نِعمَ الوَکیل
مَن عَلَیهِ یَتَکّل فَرَّ بهّکانَ فی کُلِّ الاُمورِ حَسبُه
این توکّل توشۀ راه فناستزاد آزادان و خاصّان خداست
این توکّل جام صَهبای وَلاستدلنواز جُرعه نوشان بلاست
نیست‌ها از هستی آن هست شدای خُنُک آن دل کزین مِی مست شد
این توکّل جز خدا نادیدنستچشم امیّد از عمل بُبریدن است
واگذار کار بر حق کردن استکه به تقدیرش شود هر نیست، هست
نی که دست از کار گیری، چشم گیرکوششی می‌کن، نه از سختی بمیر
هر که بر سِرِّ قَدَر آگاه شداز تَعَب آسود و نِی گمراه شد
دست بگرفتن زِ کار از تنبلی استچشم بر وی داشتن از اَحوَلی است
سعی می‌کن لیک با امیّدِ حقهم بدان آن سعی را تأیید حق
سعی را گر واگذاری مُمسِکیور به سعی خویش چَسبی مُشرکی
دیدۀ امیّد بر طاعت مَدارهم دمی غافل نباید شد زِ کار