بخش ۴۱ - در کیفیت عاقبت امر انسان به خِیر یا خُسران، اَعاذَنَااللّه و راه سلامت از آن
واردات قلبی از خِیر و شُرورمینماید بر دلت دائم عبور
نیست خالی خانهی دل از خیالاختیاری نیستَت در هیچ حال
این خواطِر راکه نتوان دور کردیا تو را درد است یا درمانِ درد
خاطر نیکو بود، نور اِلهخاطر بد میکند، دل را سیاه
تا نصیب تو بود زین دو کدامآن دم آخر، بدان یابد خِتام
واردات دل در آن دم هرچه هستدل سکون یابد به آن صورت که بست
گر تو خواهی زین خطر گیری کناردل به ذِکر دائم حق واگذار
بر خواطر کن بیادش سَدِّ بابکوزه خواهی بی هوا پر کن ز آب
کوششی کن تا در این آخر نفسخالی از خود پر ز حق باشی و بس
در جهان، این دَم بود آخر مقامهم شد آخر حرف ما آن والسَّلام