بخش ۳۵ - نکتۀ سخن شیخ ابویزید بسطامی که گفت از رنج تحصیل هر فضیلتی بهرهمند شدم مگر زُهد از دنیا
این شنیدستم که روزی بایزیدخوش بگفت این نکته در جوق مرید
کز ریاضت از پی هر خصلتیبهره بردم تا زدودم علتی
جز برای زُهد و ترک این جهانخود نبردم بهرهای در رنج آن
قوم، گفتندش که اوّل منزل استجز به زِهد این پایه کی آید بدست
گفت نی بی زهد ره پیمودهامرغبت از اوّل به وی ننمودهام
من ندیدم این جهان را هیچ چیزتا کنم با نفس اَمّاره ستیز
نفس را وقعی نیامد زین جهانبی ریاضت حاصل آمد ترک آن
نیست این دنیا مگر داری دو دریا پلی اندر طریق رهگذر
اِنّها دارُ مَمرٍّ لا قَراردل در آن هرگز نبندد هوشیار
یا که چون ماری بود خوش خطّ و خالو اندرونِ آن پر از زَهر ملال
هیچ عاقل میشود با مار، یاریا دهد دل هیچ دانایی، به مار
در گذر زین خانۀ وَهم و خیالکان بود همچون سراب بیزلال
نیست این دنیای پر بیم و ملالجز امید وصل یابیم زوال
دل تهی از هر امید و بیم کنجان به فرمان قضا تسلیم کن
سر به پیش حُکم حق نِه بنده واراز رضایت، نی ز روی اِضطرار