گنج

قصاید

شمارهٔ ۱سفر گزیدم و بشکست عهد قربی راشمارهٔ ۲گیتی که اولش عدم و آخرش فناستشمارهٔ ۳حلقه زلف یار ، دام بلاستشمارهٔ ۴یک امشبم که خم ابروی تو محراب استشمارهٔ ۵بگشاد عشق روی تو چون روزگار دستشمارهٔ ۶گفتار تلخ از آن لب شیرین نه در خورستشمارهٔ ۷رویت از حسن در جهان سمر استشمارهٔ ۸خسروا ،وقت می گل فام استشمارهٔ ۹روز جشن عرب و وقت نشاط عجم استشمارهٔ ۱۰شاها درِ تو قبله شاهان عالم استشمارهٔ ۱۱آنک به حق داور زمان وزمین استشمارهٔ ۱۲انک بر تخت مکرمت شاه استشمارهٔ ۱۳شاهی که شیر پیش حسامش چو روبه استشمارهٔ ۱۴شاها اساس ملک به تو استوار بادشمارهٔ ۱۵نوروز فرخ آمد و بوی بهار دادشمارهٔ ۱۶دلم که در همه عالم غم تو کرده مرادشمارهٔ ۱۷مرا ز دست هنرهای خویشتن فریادشمارهٔ ۱۸تا غمزه تو تیر جفا بر کمان نهادشمارهٔ ۱۹گل ز خرگاه چمن روی به صحرا داردشمارهٔ ۲۰ایزد چو کارگاه فلک را نگار کردشمارهٔ ۲۱دل همی خواهد از آن پسته که شکّر گیردشمارهٔ ۲۲چو سنبل تو سر از برگ یاسمین بر زدشمارهٔ ۲۳قصر هدی شد به سعی شاه مشیّدشمارهٔ ۲۴چون کوکبه عید به آفاق درآمدشمارهٔ ۲۵نقش هر دولت که آن بر هفت منظر یافتندشمارهٔ ۲۶هرگز صبا ز زلف تو یک تار نشکندشمارهٔ ۲۷چه پرتو است که اقبال در جهان افکند؟شمارهٔ ۲۸زلف سرمستش چو در مجلس پریشانی کندشمارهٔ ۲۹نوبت ملکت شها بر هفت گردون می زنندشمارهٔ ۳۰سپیده دم که صبا مژده بهار دهدشمارهٔ ۳۱شرح غم تو لذت شادی به جان دهدشمارهٔ ۳۲به حلقه ای که سر زلف یار بگشایدشمارهٔ ۳۳چون شد از دریای مینا زورق زر ناپدیدشمارهٔ ۳۴سپیده دم که زند ابر خیمه در گلزارشمارهٔ ۳۵در ابتدای کون جهان آفریدگارشمارهٔ ۳۶ای جهان را به تیغ داده قرارشمارهٔ ۳۷چون بر زمین طلیعۀ شب گشت آشکارشمارهٔ ۳۸ای زسعی تو برافراخته سرشمارهٔ ۳۹کراست زهره که با این دل ز صبر نفورشمارهٔ ۴۰سپیده دم که شدم محرم سرای سرورشمارهٔ ۴۱گهی که بار دهد شاه بر سریر سرورشمارهٔ ۴۲تو راست لعل شکر بار و در میان گوهرشمارهٔ ۴۳ز خواب خوش چو برانگیخت عزم میدانششمارهٔ ۴۴هزار توبه شکسته ست زلف پر شکنششمارهٔ ۴۵دادیم دل به دست تو در پای مفکنششمارهٔ ۴۶نهی زلفین عنبر بار بر دوششمارهٔ ۴۷نشست خسرو روی زمین به استحقاقشمارهٔ ۴۸چو زهره وقت صبوح از افق بسازد چنگشمارهٔ ۴۹اَهذِهِ رَوزَةُ مِن ذاتِ اَحجالِشمارهٔ ۵۰قدوم ماه مبارک مبارک است به فالشمارهٔ ۵۱نماز خفتن بیگاه،مست لا یعقلشمارهٔ ۵۲سپهر و مهر چو حجاج کعبه اسلامشمارهٔ ۵۳هوالعید یسقی بکاس المدامشمارهٔ ۵۴چو ماه یکشبه بنهفت چهره از نظرمشمارهٔ ۵۵ای حکم تو چون قضای مبرمشمارهٔ ۵۶چون برفَراخت خسرو سیارگان علمشمارهٔ ۵۷منم امروز و دلی زانده گیتی به دو نیمشمارهٔ ۵۸ای نوشته دولتت منشور ملک جاودانشمارهٔ ۵۹گیتی ز فرّ دولت فرمانده جهانشمارهٔ ۶۰زهی گشوده ز طبع تو چشمه سار سخنشمارهٔ ۶۱ای کرده گرد ماه ز شب خرمنشمارهٔ ۶۲شبی به خیمه ابداعیان کن فیکونشمارهٔ ۶۳ای بر زده به تقویت ملک آستینشمارهٔ ۶۴سر برافراخت بر سپهر برینشمارهٔ ۶۵دوش در وقت آنک ضلّ زمینشمارهٔ ۶۶شهی که ملک تفاخر کند به گوهر اوشمارهٔ ۶۷ای مهر و مه نتیجه رای منیر توشمارهٔ ۶۸هرچه فرّ و جاه قدرست ای همایون بارگاهشمارهٔ ۶۹مرا مبَشر اقبال بامداد پگاهشمارهٔ ۷۰زهی نظیر تو چشم زمانه نادیدهشمارهٔ ۷۱ای قصر ملک را ز معالیت کنگرهشمارهٔ ۷۲زان زلف عنبرین که به گل بر نهاده ایشمارهٔ ۷۳نباشدت نفسی در سر آن کله داریشمارهٔ ۷۴زهی چو عقل علم گشته در نکو کاریشمارهٔ ۷۵هر کجا تازه بخندید گل رخساریشمارهٔ ۷۶دوش آوازه درافکند نسیم سحریشمارهٔ ۷۷سریر سلطنت اکنون کند سرافرازیشمارهٔ ۷۸ای ظفر موکب تو را بر پیشمارهٔ ۷۹در این هوس که من افتاده ام به نادانیشمارهٔ ۸۰ای ماه سروقامت و ای سرو ماه رویشمارهٔ ۸۱زهی مسخّر حُکمت ز ماه تا ماهی