گنج

شمارهٔ ۱۴

شاها اساس ملک به تو استوار بادعمر تو همچو دور فلک پایدار باد
هر آرزو که در دل اندیشه بگذردهمچون عروس ملک تورا در کنار باد
هر گل که راحتی به دل آرد نسیم اودرچشم دشمن تو ز نکبت چو خار باد
گر در ممالک تو پریشانیی بوددر زلف لعبتان خطا وتتار باد
در عهد تو بنفشه حزین است بیش نهدرویش اگر ز جود تو باشد چنار باد
صیت تو تا بسیط زمین زیر پی کندبرابلق زمانه به سرعت سوار باد
نازلترین منازل قدر تو تخت شدعالی ترین مناصب خصم تو دار باد
وانکس که جز به یاد تو سازد نشاط میجانش همیشه خسته تیر خمار باد
آن اژدها که در دم او گم شود جحیمپیش زبان تیغ تو در زینهار باد
بحری کزو مجرّه خلیج است فی المثلدر باغ دولت تو یکی جویبار باد
بازی که بر سر علمت دارد آشیانهمواره کرکسان سپهرش شکار باد
بر مرکز مراد تو کان قطب دولت استتا حشر دایرات فلک را مدار باد
وز نعل مرکب تو که خورشید نصرت استدر گوش آسمان به شرف گوشوار باد
گردون تیز حمله که تندی ازو برنددر پیش قهر تو چو زمین بردبار باد
وقتی که جنبش سپه فتنه ای بودحفظ تو پیش دولت و ملت حصار باد
جایی که جلوه گاه عروس ظفر بودبر فرض خصم گوهر تیغت نثار باد
در مغز فتنه خنجر چون گندنات راتا نخ صور خاصیت کو کنار باد
دارالممالکت که مقر سعادت استاز خرمی همیشه چو دارالقرار باد
از دفتر اسامی و القاب بندگانتاول ورق سپهر و دوم روزگار باد
تا هفت چرخ بر سر این چار عنصر استحفظت همیشه بر سر این هفت و چار باد