گنج

شمارهٔ ۶۳

ای بر زده به تقویت ملک آستینسلطان بر حقیقتی و شاه راستین
شهپر برای تیر تو افکند روح قدسگیسو فدای پرچم تو کرد حور عین
در دیده سهیل سنانت کشیده میلدر ابروی هلال کمانت فکنده چین
که در دیار ارمن و گه در دیار فرسدشمن ز تو هزیمت و حاسد ز تو حزین
جز تو که ساخت از پی تمکین تاج وتخت؟جز تو که کرد از پی اصلاح ملک و دین؟
در عرصه دو ملک دو کار چنین شگرف؟در مدت دوماه دو فتح چنین مبین؟
خصم ارچه نرم گشت نگوید به ترک ملکتا بر نیارد آتش تیغت قرار کین
تا موم را در آتش سوزنده نفکنیاز کام او برون نشود طعم انگبین
یاسین نوشت خصم تو یکچند اگرچه داشتصد گونه ظلم وبغض و حسد در دلش کمین
تا عاقبت چو پا به صف آخر اوفتادچون تیز کرد بأس تو دندان برو چو سین
بودند قلعه هات همه پر ز سیم و زراز جود،صرف کردی و بخریدی آفرین