گنج

شمارهٔ ۷۱

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ره۱۳ بیت
ای قصر ملک را ز معالیت کنگرهحزم تو گرد مرکز اسلام دایره
در طلعتت نجوم افق را مطالعهدر منظرت سعود فلک را مناظره
چون مفتی ضمیر تو گیرد قلم به دستبرجیس زمین زند از رشک محبره
زان روز باز حجت عدل تو قاطع استکامد زبان خنجر تو در محاوره
انکار دولت تو کسی را مسلم استکز عقل و شرع سرکشد اندر مکابره
سوء المزاج خصم تو زان دیر درکشدکز دیو عشوه داد جهانش مزوره
با طاعت تو آن نفس آید نهاد خصمکاسیب قهر تو دهدش سنگ جندره
در تنگنای معرکه گردون تند رااز صدمت رکاب تو باشد مخاطره
تا بر کفت نتیجه احسان نوشته اندهر دم زمانه را کند از سر مصادره
از بهر مرکبت که سزد نعل او هلالشد کهکشان چو آخور و پروین چو توبره
خورشید را که از حَشَمت یک سواره ای استقانع به دیدبانی این سبز منظره
آن جرأت از کجاست که با چون تو راعییاز مرغزار چرخ رباید همی بره
چندان بقات باد که هنگام حصر آنعاجز شود محاسب و هم از مؤامره