گنج

شمارهٔ ۸

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیه: اماست۱۳ بیت
خسروا ،وقت می گل فام استرونق عیش درین ایام است
باغ پر مطرب خوش الحان استدشت،پرشاهد سیم اندام است
در جهان نکهت انفاس صباهمچو انعام شهنشه عام است
لاله را سوز دل اندر سینه استغنچه را شادی جان در کام است
شاخ بید از گذر موسم بادچون دل خصم تو بی آرام است
همه اسباب طرب جمع شده ستاین چه خوش وقت وچه خوش هنگام است
یار در مجلس وگل در چمن استعود در مجمر و می در جام است
بخت یاری ده و اقبال مطیعآسمان بنده و گیتی رام است
بر سر نامه دولت عنواننصرة الدین ،عضد الاسلام است
شاه بوبکر محمد تویی آنکه شعارت کرم و انعام است
پخته شد نان جهانداری توطمع خصم سراسر خام است
وقت احسان وگه عنف تو رادست برجیس و دل بهرام است
کامران باش و زشادی برخورکه بداندیش تو دشمن کام است