گنج

صفات العاشقین

بخش ۱ - صفات العاشقینبخش ۲ - در صفت توحید حضرت باری عزاسمهبخش ۳ - در بیان آنکه فلک را قبله حاجات و کعبه مناجات اعتقاد نباید کردبخش ۴ - در نعت حضرت سید کاینات و مفخر موجودات علیه افضل الصلواتبخش ۵ - در صفت معراج آن صدر بدر کاینات و مفخر موجوداتبخش ۶ - در التماس رحمت از حضرت رحمة للعالمین صلی الله علیه و آله اجمعینبخش ۷ - در تعریف سخن و سبب نظم کتاببخش ۸ - باب اول در عشق که اصل وجودست و مقصود هر موجودبخش ۹ - حکایت آن عاشق سرمست که بواسطه عشق از تیغ سیاست رستبخش ۱۰ - باب دویم در صدق که ظاهر را برنگ باطن نمودنست و در ظاهر و باطن یک رنگ بودنبخش ۱۱ - شکایت معشوقان که عاشق صادق را سر باوج عزت برافراختند و مدعیان کاذب را از سر کوه بخاک مذلت انداختندبخش ۱۲ - باب سیم در وفا که پای ارادت استوار کردنست و با ارادت خود عهد و شرط محبت بجای آوردنبخش ۱۳ - حکایت عاشق وفادار که چون سر او را بریدند از سر بسوی یار خود روان شدبخش ۱۴ - باب چهارم در خلق خوش که مایه راحت و مرهم جراحتستبخش ۱۵ - حکایت آن دو صاحب جمال که یکی از خلق خوش عاقلان را دیوانه ساخته بود و دیگری از خوی بد آشنایان را بیگانه خویش کرده بودبخش ۱۶ - باب پنجم در سخاوت که صرف مالست و تحصیل مراد و کمالبخش ۱۷ - حکایت خواجه که غلام صاحب جمال خود را بعاشق بخشید و بواسطه آن جمال با کمال فرزند خویش را دیدبخش ۱۸ - باب ششم در شجاعت که دست مردی گشادنست و پای مردانگی پیش نهادنبخش ۱۹ - حکایت جوانی که عاشق صادق خود را ببزم وصال محرم ساخت و عاشقان کاذب را بتیغ کم التفاتی سرانداختبخش ۲۰ - باب هفتم در همت که کوه را از جای برداشتنست و کام دل از شیرین لبان یافتن و جوانان را وادار بکوشش ساختنبخش ۲۱ - حکایت فرهاد که چون جوی شیر و حوض در سنگ خارا جهت شیرین ترتیب داد شیرین را حلقه در گوش خود بسبب همت گردانیدبخش ۲۲ - باب هشتم در احسان که بحال محتاجان پرداختنست و بینوایان رابنوای مرحمت و الطاف بنواختنبخش ۲۳ - حکایت مجنون که بسبب احسانی که بسگ لیلی نمود دلش از دولت وصال بیاسودبخش ۲۴ - باب نهم در تواضع که از سرگذشتنست و سر بخاک نیاز افگندنبخش ۲۵ - حکایت عاشقی که بتواضع از سنگ ملامت بسلامت باز رستبخش ۲۶ - باب دهم در ادب که ظاهر را بافعال حسنه آراستنست و باطن را باوصاف حمیده پیراستنبخش ۲۷ - حکایت سلطان محمود که سر خود را در پای ایاز نهاد و پای از سر او نکشید که خلاف رأی سلطان ترک ادبستبخش ۲۸ - باب یازدهم از نابایسته اجتناب نمودن و از بایسته در حجاب بودنستبخش ۲۹ - حکایت آن عاشق که مطلوب خود را از رهگذر حیا یافتبخش ۳۰ - باب دوازدهم در صبر که کلید در گنج سرورست و امین کنج حضوربخش ۳۱ - حکایت عاشقی که تا پای در دامن صبر نکشید بسر منزل مراد و مقصود نرسیدبخش ۳۲ - باب سیزدهم در شکر گفتن که موجب کمال دولتست و ناگفتن موجب زوال نعمتبخش ۳۳ - حکایت آن عاشق که چون در وصال شکر نگفت محنت فراق کشید و چون در فراق شکر گفت بدولت وصال رسیدبخش ۳۴ - باب چهاردهم در توکل که اعتماد کردنست بر کرم رزاق و رزاقیت کریم علی الاطلاقبخش ۳۵ - حکایت عاشقی که بپای توکل راه برید و در منزل اول بکعبه وصال رسیدبخش ۳۶ - باب پانزدهم در قناعت که باندک خوشه خرسند نشستنست و از طلب زیادتی و حرص باز رستنبخش ۳۷ - حکایت آن دو عاشق که یکی از قناعت سر برافراخت ودیگری از طمع خود را از پای در انداختبخش ۳۸ - باب شانزدهم در فواید کم خوردن که بواسطه شورش عشق از قحط سال هجر باز رستنستبخش ۳۹ - حکایت عاشقانی که از غایت سودای عشق از آفت قحطی و تنگی باز رستند و پریشانی بخاطر ایشان راه نیافتبخش ۴۰ - باب هفدهم در کم گویی که سبب نجاتست و موجب رفع درجاتبخش ۴۱ - حکایت آن دو عاشق که یکی بسبب کم گفتن مقبول طبع معشوق شد و دیگری بسبب بسیار گفتن مردود معشوق گشتبخش ۴۲ - باب هیجدهم در کم خوابی که هم دولت بیدارست و هم نعمت دیداربخش ۴۳ - حکایت آن ماه شبگرد که خفتگان را خاک بر سر کرد و مراد شب ناخفتگان را بلطف و مرحمت خود برآوردبخش ۴۴ - باب نوزدهم در عزلت که تنها نشستنست و از غوغای خلایق باز رستنبخش ۴۵ - حکایت آن عاشق که بسبب عزلت گوی سعادت در خم چوگان خود یافتبخش ۴۶ - باب بیستم در توحید خداوند یگانه و دانستن و شناختن خدای بی مانندبخش ۴۷ - حکایت زلیخا که تا از بت پرستی روی برنتافت شرف محبت یوسف در نیافتبخش ۴۸ - در فکر کار خود بودن و ترک دنیای بی بقای بی وفا کردنبخش ۴۹ - مناجاتبخش ۵۰ - در صفت این کتاب و خاتمه این خطاب گوید