گنج

بخش ۳۴ - باب چهاردهم در توکل که اعتماد کردنست بر کرم رزاق و رزاقیت کریم علی الاطلاق

۱۷ بیت
رو، ای پا بست اسباب تجملقدم نه در بیابان توکل
چو دونان تکیه بر اسباب تا چند؟توکل کن بر الطاف خداوند
ترا اندیشه دارد در خم و پیچکه نتوانی توکل کرد بر هیچ
مگو: هیچست لطف ایزد پاککه میگوید چنین؟ حاشاک! حاشاک!
بسا شبها که در ظلمت نهان بودنه از روز و نه از روزی نشان بود
خدا روزت رساند و روزیت دادسعادتمندی و فیروزیت داد
پس این بی اعتقادی چیست چندین؟برو بی اعتمادی چیست چندین؟
بمرغان دانه در صحرا فشاندبماهی طعمه در دریا رساند
توکل کن، که از فیض الهیرسد رزق تو همچون مرغ و ماهی
یکی میگشت گرد آسیاییز سنگ آسیا آمد ندایی
که: روزی خواره بهر چیست دلتنگکه روزی خود برون میآید از سنگ
تماشا کن که: از بهر غزالهچسان بیرون دمد از سنگ لاله؟
تو هم گر زانکه فارغ بال باشیز جام لاله گون خوش حال باشی
ز بهر کام دل عمری دویدیبجز ناکامی و حسرت چه دیدی؟
ازین کوشش که جانت ریش گرددنه روزی، بلکه مالت بیش گردد
پی مالی که نبود روزی توعذاب جان بود دلسوزی تو
تحمل بر قضا کردن ازین بهتوکل بر خدا کردن ازین به