گنج

بخش ۴۶ - باب بیستم در توحید خداوند یگانه و دانستن و شناختن خدای بی مانند

۱۵ بیت
درین بت خانه ما را قبله گاهیستدل هر بت که بینی سنگ راهیست
بیا، این سنگ را دور افگن از راهکه سنگ این چنین کوهست جانکاه
اگر صد سال بت را قبله سازیبنای سجده ای هرگز نسازی
اگر خیل خلیلی، بت شکن باشمگوی از انجم و زین انجمن باش
ترا صانع بقدرت داد هستیچرا مصنوع آزر می پرستی؟
نمکدان خلیل از خوان شک نیستبتان آزری را این نمک نیست
اگر توحید می خواهی یکی جوییکی دان و یکی خوان و یکی گوی
یکی باشد خدا، گر بیش بودیکجا عالم بجای خویش بودی؟
ورقهای فلک برهم نشستیطبقهای زمین در هم شکستی
شدی تحت الثری بر اوج افلاکثریا ریختی چون دانه خاک
گسستی چار طبع از چار گوهرنه امکان عرض بودی، نه جوهر
شدی هر دم خلافی در میانهفتادی اختلافی در میانه
اگر خواهی که بینی سر این گنجتأمل کن دمی در کار شطرنج
که بینی از دو شاه آنجا دو رنگیدو صف بر هم زده: رومی و زنگی
ز عالم روی خود را بر یکی کنغم بسیار خود را اندکی کن