گنج

بخش ۴۹ - مناجات

۱۹ بیت
خداوندا، بذات کامل خویشبدریاهای لطف شامل خویش
بآن ذاتی که مانندی نداردجهان جزوی خداوندی ندارد
بآن سروی که از بطحا سرافراختعلم بر عالم بالا برافراخت
بآن شاهی که ماه آسمان شدشب «اسری » مکانش لا مکان شد
بدین پاک جمع پاک دیناندر ایوان فلک بالا نشینان
ببانگ «هی هی!» رند خراباتبیارب یا رب پیر مناجات
بروز کوته ایام شادیبشب های دراز نامرادی
بمشتاقی که بی معشوق زارستبمعشوقی که با عشاق یارست
بآن رازی که محرم نیست او رابآن داغی که مرهم نیست او را
ببیماری که رفت از دست کارشگریبان چاک زد بیمار دارش
بدردی کز دوا سودی نداردز کس امید بهبودی ندارد
برنجوری که دل برکنده از خویشطبیب او سری افگنده در پیش
بطفلی کو ز مادر دور ماندهیتیمی کز پدر مهجور مانده
بسوز مادری کز داغ فرزندگریبان چاک کرد و سینه برکند
بشب های دراز ناامیدیکه در وی نیست امید سفیدی
بآه دردناک صبح گاهیبفیض رحمت و نور الهی
که فیضی بخشی از نور حضورمکنی مستغرق دریای نورم
هلالی را هوای آشناییستبخورشید آشنایی روشناییست
بمهر خویشتن روزش برافروزچو مهر عالم افروزش برافروز