گنج

بخش ۳۶ - باب پانزدهم در قناعت که باندک خوشه خرسند نشستنست و از طلب زیادتی و حرص باز رستن

۱۸ بیت
الا، چند از پی دنیا کشی رنج؟ترا کنج قناعت بهتر از گنج
ز خوان رزق اندک توشه ای گیرقناعت کن، ز مردم گوشه ای گیر
چه از رزق مقدر بیش جویی؟چه از روز مقرر پیش جویی؟
ز تقدیر خدا بی زاریست اینز خود رایی، خدا آزاریست این
اگر شخصی بقدر بهره خویششود از خوان نعمت قسمت اندیش
ولی آن بنده دور از سعادتنگردد قانع و جوید زیادت
یقین کز مهر او افسرده گرددازو یک بارگی آزرده گردد
تو هم، ای بنده، قانع باش و خرسندمشو در بند آزار خداوند
ز دنیا گر باندک توشه سازینسازی خرمن و با خوشه سازی
نبیند رنج گردون خرمن توشود از خوشه پر در دامن تو
بدست خوشه چین یک خوشه پربه از صد رشته پروانه در
ببویی گر شوی قانع ز گلزارنگیرد آستین و دامنت خار
ترا دارد طمع چون عنکبوتیکه هر سو می تنی از بهر قوتی
تمام عمر باید ساخت دامتکه ناگه یک مکس افتد بکامت
چه کامست این؟ که ناکامی ازین بهاگر خون دل آشامی ازین به
سگ مسکین ببوی استخوانینشیند سالها بر آستانی
کشد هر آستان درد سر از تورو، ای ناکس، که سک هم بهتر از تو
سر خویش از طمع در پا میندازقناعت کن، بگردون سر برافراز