گنج

بخش ۱۰ - باب دویم در صدق که ظاهر را برنگ باطن نمودنست و در ظاهر و باطن یک رنگ بودن

۱۳ بیت
بیا، ای صبح دولت را طلب گارچو صبح اهل دولت صدق پیش آر
براه راست رو، تا می توان رفتکه می باید بجای راستان رفت
مرو کج، این حدیث راست بشنوکه بر یک جانب افتادست کجرو
کجان را ره نباشد در میانهکه تیر راست آید بر نشانه
الف بر آسمان، نون بر زمینستز کج تا راست فرق، آری، همینست
بهست از زلف کج آن قامت راستبلی، هر کس بقد راست برپاست
همیشه راست کاران رستگارندکه غیر از راستی کاری ندارند
صفا می بارد از ترکان صادقکه قول و فعلشان آمد موافق
شود دل در حضور راستان جمعحضور جمع باشد پرتو شمع
زبان آبدار سوسن ترنماید از کجی شمشیر و خنجر
چو دم زد صبح کاذب از گواهیکشید از دعوی خود رو سیاهی
تجلی کرد صبح صادق از طوربیک دم کرد عالم را پر از نور
بلی، از صدق بهتر نیست کاریاگر دم می زنی از صدق، باری