گنج

بخش ۲۶ - باب دهم در ادب که ظاهر را بافعال حسنه آراستنست و باطن را باوصاف حمیده پیراستن

۱۷ بیت
ندانم کین همه ترک ادب چیست؟حد خود را نمیدانی، سبب چیست؟
ادب خواهی؟ ز حد بیرون منه پایز هر جانب که هستی در میان آی
ادب آرایش افعال باشدادب آسایش احوال باشد
فروغ ظاهر از آرایش اوستفراغ باطن از آسایش اوست
ادب مجموعه حسن و جمالستبهاری در کمال اعتدالست
همه کارت بقدر خویش بایدز قدر خود، نه کم، نه بیش باید
بدین میزان اگر خود را بسنجینرنجد از تو کس، خود هم نرنجی
چو بنشینی چنان شاید که بایدچو برخیزی چنان باید که شاید
چراغ دیده شب جایی بیفروزکه گردد تیره چون روشن شود روز
سخن با محرمان باید چنان گفتکه با اغیار در مجلس توان گفت
چرا سامع نهد بر نکته ای گوش؟که باید کردش از خاطر فراموش
منه بر حرف کس، زنهار! انگشتکه افتد چون قلم انگشت از مشت
چرا جایی قدم باید نهادن؟که آنجا بی محل باید ستادن
ادب را رهبر کوی طلب کنوگر نه نفس سرکش را ادب کن
ادب در انجمن شمع منیرستدلیل پاکی مافی الضمیرست
حریفی کز ادب دلکش نمایدازو ترک ادب هم خوش نیاید
ادب چون بنده را مسعود سازدایازی عاقبت محمود سازد