غزلیات
شمارهٔ ۱ - باز باد اندر فتادباز باد اندر فتاد این سرخ سر چیغوز راشمارهٔ ۲ - ایام چو تو دلبر طناز نیابدرخ تازه چو تو هیچ دگر تاز نیابدشمارهٔ ۳ - نور رخ تو قمر ندارد. . . ری دارم که خر نداردشمارهٔ ۴ - عاشقان پیش تو گر تحفه همه جان آرندتازبازان که ترا پیش گروگان آرندشمارهٔ ۵ - عالم سعد، احمد مسعودشیدگانی سهمگین کولنگ و بی هنجار شدشمارهٔ ۶ - ای کودکان. . . ر من ای کودکان ز کار فرو ماندشمارهٔ ۷ - چه باید کردمرا کر بدر . . . ن یار باید کردشمارهٔ ۸ - پسر عبدای مرز تو اندر خور . . . ر پسر عبدشمارهٔ ۹ - آن شب که مرا بود می وصل به کف برامروز منم . . . ر و خدو کرده به کف برشمارهٔ ۱۰ - سوزنیمسوزنیم، مرد باندازه . . . رشمارهٔ ۱۱ - سوزنیمسوزنیم، موم دل و خاره . . . رشمارهٔ ۱۲سوزنیم مرد باندام . . . رشمارهٔ ۱۳ - رای بر آنست که بیرون زنمسوزنیم، مرد گرانمایه . . . رشمارهٔ ۱۴یاقوتی کبیر فروش کباده خرشمارهٔ ۱۵ - جواب شعر شرفمنم کلوخ خر افشار کنگ خشک سپوزشمارهٔ ۱۶ - ابوالعباس ترشرویبخواهم گفت وصف سرخ کناسشمارهٔ ۱۷ - ریش دلبرتاختن آورد بر بتان ختن ریششمارهٔ ۱۸ - تاختن آورد بر بتان ختن ریشای بهمه تن گناه کرده، مکن ریششمارهٔ ۱۹ - ای شادی روزی که برآری پسرا ریشزنهار به هش باش که ناری پسرا ریششمارهٔ ۲۰ - شنیدست از کسی کز سنگ سیم آید همی بیرونبه چشمِ عاشقان آید، سُرینِ گِردِ گلرنگششمارهٔ ۲۱ - ای بلبل خیل تو طربناکای سرخ سطبر سخت رگناکشمارهٔ ۲۲ - این غم عشق به پیرانه زیاری جستمای پسر تا بمیان پای تو در نگریستمشمارهٔ ۲۳ - منم که روح علوم زمانه را بدنممنم که از سر حمدان عقیق در یمنمشمارهٔ ۲۴ - هرچند که از عشق تو در کوی ملامیمهرچند که گنگیم و کلوکیم و لکامیمشمارهٔ ۲۵ - صنما تا به کف عشوه عشق تو دریمای سنایی تو کجایی که به خون تو دریمشمارهٔ ۲۶ - جلال الدین کیست؟ز سیم ساده یکی کوه دیده ام بدو نیمشمارهٔ ۲۷ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیمشمارهٔ ۲۸ - ای سنائی بیاای سنائی بیا و قد خم کنشمارهٔ ۲۹ - آخر چه هست این؟ای خصلت تو هشتن، آخر چه خصالست اینشمارهٔ ۳۰ - ای سنائی دم در این عالم قلندروار زنای پسر ریش آوریدی گل کش و دیوار زنشمارهٔ ۳۱ - مرا عشقت بنامیزد بدان سان پرورید ای جانچو زآب روی تو ریش چو آتش بردمید ای جانشمارهٔ ۳۲ - کودکان تنگ قبااین کودکان تنگ قبای فراخ . . . نشمارهٔ ۳۳ای رسیده شبی بگازه منشمارهٔ ۳۴ - تا سر من همی بود بر دوش. . . ن ترک من، آن بت سیمینشمارهٔ ۳۵ - ای گشته ز تابش و صفای توسهل است سنائیا سنای توشمارهٔ ۳۶ - روز از ما بگریختشمس برگشت ز چرخ، همچو زرین طبقوشمارهٔ ۳۷ - گره زده سر زلفین دلگشای که چهخوره شده بمیان پای من بپای که چهشمارهٔ ۳۸ - دوش در خواب ترا دیدمریش با دوش رسید از بن گوش ای گندهشمارهٔ ۳۹ - عقل و جانم برد شوخی آفتی بتیاره ایتاز بازم ایر من در . . . ن هر زن بارهایشمارهٔ ۴۰ - ای راه ترا دلیل مردیای مرز ترا دریده مردیشمارهٔ ۴۱ - پرسند از او که چند هجا گفتیای سید کتب خانه برآشفتیشمارهٔ ۴۲ - چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازیچرا ز راه لطافت بدین قضیب نیازیشمارهٔ ۴۳گاه آن آمد که شب برخوری شلغم زنیشمارهٔ ۴۴ - گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنیمیخکی سازی کزین در دیگ شلغم میکنی