گنج

شمارهٔ ۲۲ - این غم عشق به پیرانه زیاری جستم

۹ بیت
ای پسر تا بمیان پای تو در نگریستمجز بیک چشم گروگان بر تو نگریستم
زار بگریستنی بود مرا از ره . . . رزان گریستن بتو بر درد تو من بگریستم
ببست دانی تو بمعنی و بصورت یکروزمن غلامباره بصورت یک و معنی بیستم
عجب از گفته طیان باشد پس خرمن نه استم پس خر زانکه نه آخر حیستم
تاز بازی را بگزیده ام از اول کارهم برین باشم و بینم که بآخر چیستم
تا بدین . . . ر مرا عرضه بگیری پسراکه بدین . . . ر پسر خوانده آغا جیستم
آنکه خر گوید مر . . . ر ورا کای مهترمن بجای تو یکی سوزنک در زبستم
بر من ای تاز یکی تیز تو بهتر ز جهاننیز ده بر سر بوقم که جهانی زیستم
این جوابست مرآنرا که بگوید طیاناین غم عشق بپیرانه ز یاری جستم