گنج

شمارهٔ ۲۰ - شنیدست از کسی کز سنگ سیم آید همی بیرون

۴ بیت
به چشمِ عاشقان آید، سُرینِ گِردِ گلرنگشزهی خُفتنگَهِ نرمش، زهی خارِشگَهِ تَنگش
صفاتِ کونِ آن کودک چه گویمْ خود؟ که آن کودکهمه کون است و کون و کون، ز پایش تا شِتالَنگش
ندانم تا چه خواهد شد به سالِ بیست، کاندر دَهنگوید آخ، اگر تا خایه بِفْشارد خرِ غَنگش
شنیده‌است از کسی که‌ز سنگ، سیم آید همی بیرونز بهرِ سیم ورزیدن، خوش آمد بوقِ چون سنگش