گنج

شمارهٔ ۲۶ - جلال الدین کیست؟

۱۲ بیت
ز سیم ساده یکی کوه دیده ام بدو نیمدو نیمه کوه که دید است کان بود از سیم
ز سیم ساده یکی کوه، لیک پنداریکه کرده اند بشمشیر کوه را بدو نیم
گهی بگونه کافور کان بود از گلمیان کاخگه اندر ز لعل حلقه میم
چهی است در که و از سیم کرده سیمایشکه دارد از گل و گلنار افسری بدو نیم
فراز او همه سیم و نشیب او همه زرکران او همه خوف و میان او همه بیم
کهی که دیده نسرین ازو شود حیرانکهی که خرمن سوسن ورا کند تعظیم
بنرمی و بسفیدی مثال تل سمنبپاکی و بنظیفی بسان در یتیم
بجهد شیشه سیماب گر در او ریزیبشیشه تو کند شوشه های زر تسلیم
زهی کهی و خهی چشمه ای که اندرویقرار گیرد مار شکنج و ماهی شیم
هرآنکه سایه آنکوه دید و آن چشمهبدید سایه طوبی و چشمه تسلیم
ولیک راه مخوفست و کس بدو نرسدمگر کسی که خدایش بداد کف کریم
جلال دین سبب افخار چار ارکانکز او نظام گرفته است صحن هفت اقلیم