شمارهٔ ۳ - نور رخ تو قمر ندارد
. . . ری دارم که خر نداردخر تا بکلاه بر ندارد
مانند یکی درخت جیلانسرکنده که برگ و بر ندارد
. . . نی داری که صد چنین . . . رتا . . . یه خورد، خبر ندارد
دارد کلهی ز اطلس سرخلیکن کمر بزر ندارد
آنکس نکند بدو دلیریکه قوت شیر نر ندارد
اینست جواب آنکه گویدنور رخ تو قمر ندارد